پرت و پلا
آقا این وبلاگ برای ما بسیار عزیز میباشد. یک دردانهای است که نگو. دلایلش هم زیادست٬ یکیاش همین که الان نصفه شبی زد به کلهمان اراده کردیم یک لگد به کیس زدیم آمدیم اینجا پست هوا کنیم. ببینیم چه کسی میخواهد حرف بزند. اصلن دلمان ميخواهد همینجوری الکی دستمان را بگذاریم روی این دکمهها تق تق کنیم پشت سر هم هی این تو کلمه بیاید. چاردیواری اختیاری.
این رعد و برق هم هی میزند مخل ما میشود٬ کاری میکند نصفه شبی بدهیم٬ پدرش را دربیاورند پدر سوخته را. اتاق هم به شدت گرم است ولی فراخی ماتحت مانع میشود خم شویم این جهنم را کم کنیم.
الان هم حوصله نداریم بیشتر از این تقتق کنیم. همینجا ولش میکنیم میرویم.
19 comments فوریه 5, 2010
پیچ زندگی
بعضی روزها احساس میکنم٬ یکهویی خیلی بزرگ شدم. انگار در عرض یک روز چند ماه رو پشت سر گذاشتم. یکباره کلی چیز یاد گرفتم. بعضی روزا قدر یه ساله٬ شایدم بیشتر. نه فقط تجربههاش٬ احساس میکنم اعتبارش هم/
احساس میکنم یک پیچ رو تو زندگیم پشت سر گذاشتم٬ چیزهایی رو میبینم که قبلش نمیدیدم. به قبلش فکر میکنم و به الان. چقدر سریع… آره٬ انگاری همون یه پیچ بوده. چیزایی که الان میبینم رو تا چند لحظه پیش نمیدیدم. واو… چقدر چیز جدید.
13 comments ژانویه 31, 2010
خوشه چین
این بازیها و خوشه درست کردنها و اینها چیست؟ مردم را خوشه خوشه کردهاند که شما فقیرید٬ آن یکیها کمتر فقیرند٬ آن عده هم بچه پول دارند. از فردا لابد در مدرسهها بچهها همدیگر را با خوشهشان صدا میزنند که برو خوشه اولی گدا گشنه!
یادم میآید در محلمه قدیمیمان٬ شورای محل افراد بیبضاعت را شناسایی کرده بود و بهشان کوپن داده بود که بروند و نان تازه بگیرند. چه قدر اعتراض شد که کرامت انسانی اینها خدشه دار میشود٬ آنوقت شما آمدهاید 70 میلیون آدم را صدقه بگیر کردهاید؟
این ادا و اصولها چیست؟ دست مردم را زیر کدام سنگ میگذارید؟ لابد پسفردا هم تا از یکی خوشتان نیامد دستور میدهید مواجبش را قطع کنند. دستور میدهید هر کسی هم که میاید جیره مواجیبش را بگیر باید دست حاکم را ببوسد.
حق مسلم مردم (پول نفتشان) را بدهید بعد از مردم مالیات بگیرید. مگر اینهمه کشور در دنیا چهکار میکنند. دولت باید حقوق بگیر مردم باشد نه مردم جیره خوار دولت. نشستهاید روی اموال مردم٬ هر جور خواستید برمیدارید و خرج میکنید و آخرسر هم اگر چیزی ماند به صاحبان اصلیاش صدقه میدهید؟ خرمن مردم را گرفتهاید و مردم را خوشهچین کردهاید؟ مردم هم پلاکارد بردارند که “ثوابت باشد ای دارای خرمن … اگر رحمی کنی بر خوشه چینی” ؟
19 comments ژانویه 21, 2010
رازهای سادگی مخملباف
آقای مخملباف عزیز٬ راستش نمیدانم در چه حالی بودید که این چیزها را ننوشتید ولی رفیق شفیق٬ آبروی خودتان و خودمان رو اینطور به خطر نیندازید. حالا به فرض هم یک نفری آمده یک چیزهایی به شما گفته٬ شما خودتان یک سبک سنگینی بکنید٬ یک محکی بزنید٬ بعد اینطور منتشر کنید.
آخه عبای ایشان 30هزار دلارست و راشد یزدی جوک رکیک تعریف میکند و 200 پیپ و 120 عبا و 170 عصا یعنی چه؟ این حساب بانکی و ملک و کاخها را از کجا درآوردهاید؟
برادر٬ ایشان کل مملکت را کمپلت با تمام متعلقات زیرزمینی و رو زمینی و بالازمینی یکجا قرق دارند احتیاج به واردات ب.ام.و و تجارت شکر و اینها کمی به نظرتان مسخره نیست؟ اینها را میگویید خوراک درست میکنید برای بیست و سیصفتها.
البته نامهتان بهانهای شد تا یک بار دیگر مطمئن شویم سبزها میبینند “چه میگوید” و مهم نیست “که میگوید”. این “که” میخواهد شما باشید یا آقای سازگارا یا هاشمی یا منتظری یا جنتی یا خامنهای یا هر کس دیگری٬ حتی موسوی و کروبی! اصلا با خودمان بنا گذاشتهایم نامها را از امضاها حذف کنیم. حرف حق و منطقی را روی چشم میگذاریم و حرف بیپایه را زیر سر.
اینها را گفتم چون شمارا واقعن دوست دارم و دوست ندارم بهانه دست کیهانیها بیافتد. بیشتر دقت کنید که دیگر شما را با ما میشناسند و ما را با شما.
پینوشت:
اصل نامه مخملباف با عنوان رازهای زندگی خامنه ای
مطلب طنز شایگان در مورد رازهای زندگی خامنه ای
20 comments ژانویه 4, 2010
مینی 2
در ادامه مینی1
هرچه قدر با خودم کلنجار رفتم که مینی نوشتهها را هم همینجا بنویسم٬ آخرش هم نشد که نشد. اصلن دلم چرکین بود٬ احساس بدی داشتم٬ یک جورهایی معذب بودم٬ احساس میکردم دارم به دستنوشته خیانت میکنم٬ دارم به هویتش تجاوز میکنم. خیلی فکر کردم و با خودم کلنجار رفتم تا آخر تصمیم گرفتم یک خانه جدا برای مینیهایم درست کنم. یک خانه مستقل فقط برای مینیهای عزیز … و این هم خانه جدید مینی کوچولوها: “مینینوشته“
(ادامه…)
27 comments نوامبر 29, 2009
مینی
خیلی وقت است ننوشتهام، فکرمیکنم دو سه هفته ای شده باشد. نه اینکه موضوع برای نوشتن نباشد، که هست و اتفاقن خیلی زیاد هم هست ولی چیزی که نیست همان دردانه گم شده همیشگی “زمان” است.
(ادامه…)
10 comments نوامبر 19, 2009
ادامه داستان بازی جدید
ادامه داستان
پس از تهدید محمود احمدی نژاد به استرداد لایحه هدفمند کردن یارانه ها در صورت عدم توجه مجلس به نظر دولت، مجلس سرانجام در برابر دولت دهم عقب نشینی کرده و طرح هدفمند کردن یارانه ها را آنگونه که مد نظر دولت بود تصویب کرد.
14 comments نوامبر 8, 2009
بازی جدید
ممد: علی٬ علی. من یه بازی جدید درست کردم٬ میآی بازی کنیم؟
علی: بازی چی هس؟ چی جوریه؟
ممد: ببین٬ این چوبه رو بگیر٬ یکی دولا میشه بعد اونیکی از روش میپره٬ همینجوری هم که داره میپره با این چوبه یکی میزنه در کونش. بعد اگر اونی که دولا شده دستش سر خورد باید یه دورم کولی بده. انقد قشنگه!
12 comments نوامبر 5, 2009
مادر مسعود روز و مادر احسان نصر …
مادر مسعود روز و مادر احسان نصر هر دو مامانند٬ اما این کجا و آن کجا
23 comments اکتبر 27, 2009
ترجمه محتوای وبلاگ به زبانهای دیگر
آموزش نوشته: سطح2 – در پاسخ به سوال اقتصاد سبز
برای ترجمه محتوای وبلاگ خود به زبانهای دیگر با استفاده از سرویس ترجمه گوگل کافیست کد زیر را در قسمت متن ابزارکها کپی کنید:
(ادامه…)
18 comments اکتبر 22, 2009
افزودن “آخرین نوشتههای دوستان”
آموزش نوشته: سطح1 – در پاسخ به سوال بلوا
برای اضافه کردن “آخرین نوشتههای دوستان” به وبلاگ خود مراحل زیر را دنبال کنید:
(ادامه…)
38 comments اکتبر 14, 2009
چهقدر صادق باشیم؟
هدف از نوشتار زیر مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه صداقت و سکوت است. در هیچکدام از مثالهایی که در ادامه خواهد آمد٬ شما مورد سوال واقع نشدهاید و عدم صداقت به منزله دروغ نیست٬ ولی آیا صداقت شما در بیان “حقایق ناپرسیده” به نفع شما یا به ضرر شما تمام خواهد شد؟
(ادامه…)
39 comments اکتبر 9, 2009
سقفی بر چند ستون
رویاپردازی همانقدر شیرین است که فرو ریختن سقف آرزوها تلخ.
هر آنکه لذت پروراندن رویایی شیرین را چشیده، خود را در خطر تلخیها نشانده و هرآنکه از ترس خطر دور نشسته، خود را از لذت رویاهای شیرین، محروم.
هرآنکه خانهای ساخته، خود را در معرض خطر فروریزی قرار داده و هرآنکه از ترس فروریختن، تسلیم شده و به “ما خانه بهدوشان غم سیلاب نداریم.” دل خوش کرده، بیخانه مانده و از ترس خطر، آواره و دربدر. نه تسلیم بی خانمانی و نه دغدغه سیلاب.
(ادامه…)
10 comments سپتامبر 25, 2009
سوالات وردپرسی
گاهی اوقات دوستان عزیزی که بهتازگی به وردپرس تشریف آوردهاند، سوالهایی در مورد نحوه استفاده از برخی امکانات ورپرس و برخی اعمال تغییرات مطرح میکنند که تا بهحال معمولن از طریق ایمیل یا مسنجر در خدمت دوستان بودم و اندک اطلاعات و تجربهای که داشتم را در خدمت عزیزان قرار میدادم. در برخی موارد متاسفانه هیچ وبلاگ و سایتی آموزش سادهای که قابل استفاده برای دوستان تازه وارد باشد، وجود نداشت. با توجه به اینکه معمولن سوالها در مورد مسائل مشخص و تکراری هستند، تصمیم گرفتم از این به بعد پاسخ سوالات دوستان را در قالب پست در وبلاگ منتشر کنم تا هم در موارد بعدی رجوع به آنها سادهتر شود و هم دوستان بیشتری امکان استفاده داشته باشند.
24 comments سپتامبر 23, 2009


