نتورک مارکتینگ
اکتبر 18, 2008 at 11:36 ب.ظ. 27 دیدگاه
به بهانه پرزنت شدنم برای هفتمین بار !
این نوشته بر اساس تجربیات و مشاهدات اینجانب و واقعیات موجود در نتورک مارکتینگ می باشد. این نوشته قصد توهین به هیچ شخص و گروهی را نداشته و تنها واقعیات و لایه های پنهان این فعالیت را تشریح می کند . مطالب مندرج با توجه به اکثریت ها نوشته شده و به هیچ وجه عامیت تام ندارد ، که گاها برخی از افراد صادق ، تحصیل کرده و با اخلاق نیز در این گروهها با صداقت و بدون هیچ مشکلی مشغول به فعالیت هستند . مطالب مندرج مربوط به فضای کلی حاکم بر این پدیده بوده و طبعا گروهی اندک را مستثنی نموده است. منظور از کلمه نتورک مارکتینگ در این نوشته فعالیت های شرکت های هرمی با پلان افزایش باینری اعضا و سوددهی بر اساس تعداد زیر شاخه ها می باشد . مسئله نتورک مارکتینگ کلی تر از فعالیت این نوع شرکت ها بوده و در مواردی فعالیت هایی مفید ، سالم و سودمند می باشد. ولی از آنجا که این فعالیت ها در ذهن عموم با نام نتورک مارکتینگ شناخته شده ، از این واژه در متن استفاده شده است .
تقریبا چهار سال پیش بود، هنوز تب نتورک مارکتینگ فراگیر نشده بود . قبل از اپیدمی چند سال پیش نتورک مارکتینگ . زمانی که کمتر کسی کلمه نتورک مارکتینگ یا نمادهای معروفش مثل گلدکوئست رو میشناخت . یکی از دوستان دانشگاهم باهام تماس گرفت و گفت: » روز چهارشنبه وقتت خالیه ، کارت دارم .» خیلی تعجب کردم ! با شک و تردید جواب دادم: » آره … چطور مگه ؟ در رابطه با چی ؟» یک سری بهانه جور کرد و بعد زمانی رو با هم هماهنگ کردیم و قرار شد همدیگر رو ببینیم . اون زمان تقریبا شروع این برنامه ها بود و همه چیز خیلی غیر حرفه ای و ابتدایی برگزار میشد . یک کلاس خالی پیدا کردیم و همراه با دوستم با یکی از دوستانش وارد کلاس شدیم ، صندلی ها رو به سبک جلسات پرزنت تغییر داد و صحبت هاش رو شروع کرد …
دو سال بعد . برای بار سوم در جلسات پرزنت شرکت کردم . بجهت ارضای حس کنجکاوی و اینکه دوست داشتم کامل با این موضوع درگیر بشم تا خوب بتونم فراز و نشیب هاش و مزایا و معایبش رو احساس کنم عضو یکی از این شرکت ها شدم.
چهار سال بعد . امروز . برای بار هفتم به جلسات پرزنت دعوت شدم . گرچه به قدری تو این موضوع خبره شدم که بعد از سلام کردن ، متوجه منظور دعوت میشم ولی اگر صد بار دیگه هم دعوت بشوم شرکت میکنم تا هر دفعه شدیدتر از دفعه پیش کاسه کوزه جعلی این شیادها رو بشکنم و دروغ ها و یاوه هاشون رو تو سرشون بزنم تا متوجه بشند که همه «هالو» نیستند.
امروز که توی جلسه پرزنت شرکت کردم چنان روی اعصاب پرزنتوری که ادعا میشد سومین نفر اصلی شرکت در ایران هست و درآمد ماهیانه 45 میلیون تومانی از این کار داره و تا حالا هزارن نفر رو عضو سیستم کرده راه رفتم و با سوالها و جوابهام لای منگنه گذاشتمش که وسط جلسه بلند شد و جلسه رو نیمه کاره رها کرد ، جوری که تمام افراد مجموعش انگشت به دهن مونده بودند که چه اتفاقی تو جلسه افتاده بوده . بعد از جلسه که به رسم همیشگی این جلسات ، افراد گروه تک تک به بهانه های مسخره و آبکی مزاحمت میشن و شروع به اراجیف بافی می کنن تقریبا همه متوجه قضیه شدند . به خصوص وقتی که یکی از فعالترین اعضای گروه با یک قیافه ساختگی متعجب و با یک بهانه نخ نمای قدیمی به طرفم اومد و گفت :» چهره شما برام خیلی آشناست . من کجا شما رو دیدم ؟ » و بنده هم در کمال خونسردی عرض کردم : «به عکس چهره شما اصلا برای بنده آشنا نیست . مطمئن باشید قبلا من رو جایی ندید چون اصولا بنده تو جاهایی که شماها تشریف دارید ، حضور ندارم !»
جدیدا تنفرم از این شرکت های غیر انسانی و این شیادی ها خیلی بیشتر شده . بر خودم وظیفه دیدم مطالبی پیرامون این موضوع بنویسم تا اگر افرادی با تبلیغات کاذب و زبان بازی ها و دروغ سر هم کردن ها سر دو راهی انتخاب موندن یا در آینده به چنین نقطه ای می رسند با اطمینان کامل «نه» گفته و خودشون رو تو دام این عنکبوت کثیف گرفتار نکنند .
این نکته رو هم عرض کنم که در شرکتی که مدتی در آن فعالیت می کردم علاوه بر اینکه در مدت کوتاهی مبلغ سرمایه گذاریم رو بدست آوردم ، به مراحل سود دهی هم رسیدم و زیر شاخه هام خیلی سریع و عالی در حال پیشرفت بود ولی بعد از مدتی به دلایلی که در زیر عرض خواهم کرد٬ تصمیم گرفتم کار رو متوقف کنم و زیرگروههام رو هم متقاعد کردم که فعالیتشون رو متوقف کنند. پس طبعن شکست در این راه دلیل مخالفتم با این موضوع نیست.
هر کسی با هر سواد ابتدایی می داند که دو ضربدر دو ، چهار و دو ضربدر چهار هشت خواهد شد . و تضمین های ارائه شده جهت پرداخت سودها به اندازه کافی اطمینان بخش هستند ولی بحث چیز دیگریست . شکی در سوددهی سیستم نیست . شکی نیست که در رده پنجم 32 عضو و مجموعا 62 عضو زیر مجموعه دارید و شکی نیست که از این به بعد رشدها خودکار شده و بصورت تصاعدی رشد می کند و شکی در پرداخت سودها نیست .
اصولا یکی از مهم ترین ایرادات افراد به این فعالیت ها نحوه انجام کار ، پرداخت نشدن سودها و یا خیلی کوته فکرانه تر عدم توانایی تصور دریافت چنین مبلغی است در حالیکه این ایرادات کاملا مردود بوده و نحوه کار دقیقا به روشیست که در جلسات توضیح داده می شود ، تضمین پرداخت سودها کاملا مطمئن بوده و از نظر تئوری رسیدن به چنین درآمدی کاملا ممکن است. این ایرادات به سادگی قابل دفاع بوده و طعمه های این عنکبوت خونخوار که جواب ایرادات خود را گرفته و قانع شده اند دلیلی برای مخالفت نمی بینند و براحتی جذب سیستم می شوند.
اما نکته هایی پشت پرده است که به مراتب فراتر از این ضرب و تقسیم ها و سند و مدرک هاست ! مسائلی که معمولا در ابتدا از نظرها پنهان می مانند .
نکته اول اینکه دروغ در تمام مراحل کار موج می زند . بر خلاف ادعای کذب صداقت که تمام اعضا به شدت مصر به تظاهر به آن هستند ، دروغ یکی از اصول جدانشدنی این فعالیت هاست . این دروغ ها از همان لحظه اول دعوت به بهانه های واهی و کذب شروع شده و تا پایان گریبانگیر اعضاست . طبق قانون سکوت ! افراد دعوت شده قبل از حضور در جلسه به هیچ وجه نباید از هدف دعوت مطلع شوند و در نتیجه طرفه رفتن ها ، توجیه ها و دروغ ها از همین گام نخست شروع می شود .
نکته دوم دورویی و نفاق شدید اعضاست . صداقت ، رفاقت و انسانیت کلماتی فریبنده و نقابهایی زیبا برای چهره زشت این فعالیت هاست . یکی از اولین مسائلی که در این دسته ها به چشم می خورد ادعا و تظاهر شدید افراد به این مفاهیم است ولی در بطن کار و در اصل محتوا تنها مواردی که معنایی ندارد صداقت ، رفاقت و انسانیت است . هر کس صرفا به منافع خود فکر میکند و تنها دلیل رفاقت ظاهری اعضا به دلیل گره خوردن منافعشان به یکدیگر است و این دوستی ها نه از روی انسانیت و محبت که از روی منافع است . و اگر روزی به هر دلیلی عضوی سودی برای دیگران نداشته باشد چنان دوستی ها به دشمنی تبدیل شده و چنان نقاب ها به پایین افکنده می شود که تحمل چهره زشت واقعی آنها غیر ممکن می نماید.
نکته سوم مادی بودن صرف فعالیت هاست . در اینجا فقط پول مطرح است . همه تلاش ها فقط و فقط جهت رسیدن به سود بیشتر است . تمام تعاریف بر پایه اولیه سود مادی نقش می بندد . تمام منطق ها بر اساس سرمایه است . تمام تلاش ها فقط برای رسیدن به سود بیشتر است . تنها و تنها چیزی که اعضا به آن فکر می کنند سود بیشتر است تا آنجا که همه چیز را فدای آن می کنند . چنین فعالیتی در دنیای مرده و روباتیک امروز روح خسته و زنگار گرفته و عاری از هنر بشر امروز را هرچه بیشتر به سمت روبات شدن و عاری از هر گونه تعاریف انسانیت بودن پیش می برد تا جایی که از او چیز جز یک ماشین تولید اسکناس باقی نمی گذارد.
نکته چهارم اصل و پایه این فعالیت هاست . اصل و اساس این فعالیت ها بر پایه حرافی و سفسطه بنا شده . چنانکه تنها هنر اعضایش همچون آخوندهای حراف ، توجیه و سفسطه و فریفتن است. چرب زبانی و حرافی و توجیه گری تنها ابزار اینکارست.
نکته پنجم استرس شدید و فشار عصبی بالای این فعالیت هاست. بر خلاف تصور اولیه و توجیهات القا شده استرس شدیدی بر تک تک اعضا وارد می شود . از طرفی نگرانی برگشت سرمایه اولیه و از طرفی نگرانی در روند پیشرفت کار و مشکلات فراوان قانونی و عرفی و اخلاقی و وجدانی پیش روی تا جایی پیش می رود که خیلی از اعضا را تا سرحد بیماریهای عصبی پیش می برد . نگاهی سطحی به عکس العمل ها و رفتارهای اعضا ، زندگی شخصی پرتنش و بیقراری کاملا آشکار افراد به وضوح موید این مطلب است.
نکته ششم وقت گیر بودن بیش از حد انتظار فعالیت هاست. بر خلاف توجیحات اولیه این کار به شدت وقت گیر است . در حالیکه در ابتدا چنین ادعا می شود که این فعالیت یک کار نیمه وقت بوده و ضرری متوجه تحصیل و کار اعضا نیست ولی بعد از گذشت اندک زمانی تبدیل به کاری بسیار وقت گیر و انرژی بر شده چنانکه بسیاری از افراد کار و زندگی و تحصیل خود را بطور کامل رها کرده و زندگی خود را وقف این فعالیت ها می کنند . برای بنده باور نکردنی بود که شخصی همسر حامله خود را در جنوب کشور به حال خود رها کرده و برای فعالیت به تهران آمده بود.
نکته هفتم عبث بودن و بی فایده بودن فعالیت های سیستم است. دقیقا به عکس توجیحات اعضا، در صورتیکه از بالا به گود فعالیت ها نگاه کنیم مشاهده می شود که در این حلقه فعالیت که روز به روز در حال گسترش است تنها اتفاق حاصله گسترش سریع اعضاست و هیچ چیزی از این گود خارج نمی شود . عده ای سود می کنند عده ای ضرر ولی تمام فعالیت ها بسته و بدون هیچ خروجی نهایی است. هیچ تولید ، خدمت یا منفعتی در نتیجه این فعالیت ها متوجه فرد یا اجتماع نیست و هیچ خروجی مفیدی برای سیستم متصور نیست.
نکته هشتم شکسته شدن غرور و شخصیت و خرد شدن شان انسانی اعضاست. شما مجبورید از همه «خواهش» کنید . پیش هر کسی گردن کج کنید هرگونه تمسخر و توهین را بپذیرید . شما مجبورید در مقابل بی اعتایی افراد اصرار کنید . مجبورید التماس کنید که باور شوید . اعتبار و آبروی خود را خرج کنید . شخصیت و جایگاهتان را زیر پا بگذارید بلکه یک نفر از دهها نفری که اعتبارتان را برایشان خرج کرده اید و انکار و بی اعتنایی و بعضا توهین و تمسخرشان را قبول کرده اید به شما کمک کند تا چند اسکناس بیشتر داشته باشید.
نکته نهم مجبور بودن به فعالیت با انسانهاییست که بعضا تحملشان از هر شکنجه ای سخت تر است . اکثرا انسانهای بی سوادی که جز دو کتاب اجباری و چند سخنرانی هیچ کتابی دیگری به عمر خود ندیده و هیچ حرف حسابی نشنیده اند ولی ادعای فیلسوف بودنشان گوش فلک را کر میکند . افرادی که تمام سوادشان در حد حفظ چند عدد است . افرادی که از شخصیت و دانش و فرهنگ و علم جز تقلید و تظاهر چیزی نمی دانند و در پس این نقاب بویی از شخصیت و فرهنگ نبرده و علم را جز در جمع کردن حسابهای بانکی نمی دانند .
نکته دهم دور شدن هر چه بیشتر از انسانیت هاست . بنای این کار با فریفتن افراد است . در اینجا انسانها صرفا پله هایی جهت رشد شما هستند و اگر احترام یا ادعای رفاقتی هست صرفا به جهت نگه داشتن این پله هاست . هیچ کس هیچ ارزشی جز مشتی اسکناس برای دیگری ندارد .
نکات منفی و مسائل و مشکلات پیرامون این فعالیت به مراتب بیشتر از موارد فوق است . نکات مذکور صرفا بخشی از لایه های پنهان این فعالیت ها بود که به طور خلاصه توضیح داده شد .
مجددا متذکر می گردم که مطالب فوق عامیت تام نداشته و صرفا فضای کلی و اکثریت را شامل می شود.
با توجه به تجربیات خود در این زمینه و مسائلی در عمق فعالیت ها که بر آنها آگاه بودم بر خود وظیفه دیدم که برخی این لایه های پنهان -که حقیقتا ممکن است در ابتدای کار از نظرها پنهان یماند- را به صورت خلاصه تشریح کنم تا اگر افرادی با تبلیغات کاذب در دو راهی انتخاب مانده و یا در آینده به چنین نقطه ای می رسند ، دچار اشتباه نشده و زندگی خود را تباه این کار نسازند.network marketing
برای اطلاعات لینک های سایت ها و مقالات مخالف گلدکوئست را از اینجا بخوانید
ورودی دستهبندی شده در: جامعهنوشته. برچسبها: network marketing, نتورک مارکتینگ, گلد کوئست, پرزنت, شرکت های هرمی.




1.
Hossein | مارس 20, 2008 در 12:19 ب.ظ.
دوست عزیزم
با تشکر از مطلب مفیدت؛ من کاملا با دلایلت موافقم و فکر می کنم باید بیشتر اطلاع رسانی کرد ولی رشد این مسائل در کشورمان نشان دهنده مشکلات حاد در تمام زمینه هاست. یعنی وقتی بیشتر فکر کنیم حکومت تو این مورد بیشترین تقصیر رو دوششه. به امید روزی که جوانهای این مملکت بدون توجه به حکومت آخوندی و رفتاری که آنها اشاعه میدن حداقل دروغ نگن.
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید