تصمیم
ژوئن 26, 2009
تصمیم میگیری٬واسه همه کارات٬ واسه همه حرفات٬ واسه آیندت. سبک سنگین میکنی. شاخص میدی. بهشون وزن میدی. برآیندشو میگیری. آنالیز ریسک میکنی… نه! اون نه. همین. اصلن همش. همش داری تصمیم میگیری. میگم که… همش.
داری راه میری. قدم بعدیت رو میخوای برداری. برداری یا نه؟ کجا بذاری؟ با چه جهتی؟ رو چه زاویه ای؟ چه قدر احتمال داره بیافتی؟ سریع آنالیز میکنی. تو آن واحد تصمیم میگیری. بهترین نوع گام رو مشخص میکنی و عمل میکنی. چندتا فاکتور تو قدم بعدیت مهمه؟ یکی ؟ دوتا؟ ده تا؟ آره .. باور کن شایدم بیشتر.فکر میکنی مسخرس؟ نه. آخه انقدر زیاد اینکار رو تکرار کردی که محاسبش برات آب خوردنه. یادته بچه بودی چه قدر فکر میکردی میخواستی راه بری؟ تازه مهم نیس٬ فوقش میافتی. فوقش قدمت رو بد میذاری رو قدم بعدی درستش میکنی.
میخوای خونه بخری. خیلی مهمه٬ نه؟ کلی فاکتوره. قیمتش٬ محلش٬ متراژش٬ نورش٬ همسایههات٬ حیاطتش … چند تا میشه؟ده تا؟ بیست تا؟ صدتا ؟ نه بازم بیشتر… ولی اینم مهم نیس. فوقش عوضش میکنی. فوقش دو سال دیگه میفروشیش میری یه جا دیگه. فوقش اصلن خرابش میکنی یکی دیگه جاش میسازی.
داری هندونه میخری؟فوقش سفیده میندازیش دور. داری لباس میخری؟ فوقش خوشت نمیاد نمیپوشیش. داری شغل انتخاب میکنی؟ فوقش شرایطش خوب نیس٬ استعفا میدی. داری تو بورس سرمایهگذاری میکنی؟ فوقش شاخصها میکشه پایین پولت رو درمیاری. موهاتو کوتاه میکنی؟ فوقش بد میشه. درس نمیخونی؟ فوقش میافتی. چتر بر نمیداری؟فوقش بارون میاد خیس میشی.
یه هندونه دیگه٬ یه لباس دیگه٬ یه شغل دیگه٬ یه جا دیگه سرمایهگذاری میکنی٬ یه ماه میگذره دوباره درمیآد٬ ٬ یه ترم دیگه میخونی٬ میآی خونه خشک میشی… همینه که فوقش اصن مهم نیس. همینه که هر چی شد شد. همینه که بیخیال بابا٬ سخت نگیر.
میخوای تصمیم بگیری… نه! قدمه رو نمیگم٬ خونهه رو هم نمیگم. هنونه هم نیس. نه بابا بورس چیه؟ نه٬ اونم نمیگم …نه اینا نیس. میخوای یه تصمیم بزرگ بگیری. خیلی بزرگ. فوقش زمین خوردن نیست٬ فوقش هزار تومن پول هندونهه نیست. فوقش فروختن و رفتن نیس. فوقش عوض کردنم نیس. فوقش خیییلییی فوقه! اصلن فوق نداره. پایینش بالاشه. طولشم بینهایت. دیگه نه توش نداره. دیگه آندو نداره.
نه اینکه انقدر بترسی که نگیری. نه! ولی انقدر فکر کنی که خوب بگیری. آره!
*قسمت نظرات برای این پست غیرفعال میباشد.
Entry Filed under: ., جامعهنوشته, دلنوشته, مننوشته. .


