چه‌قدر صادق باشیم؟

اکتبر 9, 2009 at 9:50 ب.ظ. 39 دیدگاه

هدف از نوشتار زیر مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه صداقت و سکوت است. در هیچ‌کدام از مثال‌هایی که در ادامه خواهد آمد٬ شما مورد سوال واقع نشده‌اید و عدم صداقت به منزله دروغ نیست٬‌ ولی آیا صداقت شما در بیان «حقایق ناپرسیده» به نفع شما یا به ضرر شما تمام خواهد شد؟‌

شما یک مرد متاهل هستید. یک صبح سر زمستانی٬ خانم همسایه را منتظر تاکسی در خیابان می‌بینید. تعارف می‌کنید که او را به محل کار برسانید. خانم همسایه قبول می‌کند. سوار ماشین شما شده و اتفاقن به خاطر احترام به شما٬ صندلی جلو می‌نشنید. در مسیر با هم در مورد مسائل ساختمان صحبت می‌کنید. نیم‌ساعت بعد به محل کار ایشان رسیده‌اید٬ خانم همسایه تشکر می‌کند٬ پیاده شده و به محل کار خود می‌رود.
شب که به منزل برخواهید گشت٬ چه می‌کنید؟ آیا ماجرا را به همسر خود توضیح خواهید؟ آیا همسر شما به خاطر کمک به خانم همسایه از شما تشکر خواهد کرد یا به شما مشکوک خواهد شد؟ آیا توضیح ماجرای امروز نشانه صداقت شما با همسرتان خواهد بود یا همسرتان از این به بعد با شنیدن اسم خانم همسایه گوش‌هایش تیز خواهد شد؟ آیا همسرتان از این به بعد از پشت پنجره تا سر چهارراه شما را دنبال می‌کند؟ آیا همسرتان از این بعد در شوخی‌هایش نام خانم همسایه را خواهد برد؟ چه برچسبی از طرف همسرتان دریافت کرده‌اید؟ چه رنگی بیشتر در ذهن او ثبت شده٬ سبز یا قرمز؟ آیا همسرتان به شما اطمینان کامل پیدا خواهد کرد که هیچ چیز مخفی از او ندارید یا در مواقع عصبانیت به ماجرای امروز صبح اشاره خواهد کرد؟

شما یک دختر دبیرستانی هستید. در راه بازگشت از مدرسه٬ آقا پسری که بارها در مسیرتان دیده‌اید و اتفاقن از ظاهرش هم خوشتان آمده٬ از شما می‌خواهد چند دقیقه با شما صحبت کند. قبول می‌کنید. اتفاقن آقا پسر همان چیزی که شما می‌خواسته‌اید را پیشنهاد می‌دهد٬ بعد هم شماره تلفنش را به شما داده و شب منتظر اس‌ام‌اس شما می‌ماند.
به خانه می‌رسید. چه می‌کنید؟ آیا ماجرا را با مادرتان در میان می‌گذارید؟ آیا مادرتان از فردا خیالش راحت می‌شود که شما هیچ چیز را از او پنهان نمی‌کنید یا از فردا بعد از تعطیلی مدرسه جلوی درب مدرسه منتظر شماست؟ آیا از صداقت شما مطمئن شده یا از این به بعد با زنگ خوردن موبایلتان گوش‌هایش تیز می‌شود؟ آیا از این به بعد به راحتی به شما اجازه می‌دهد با دوستانتان بیرون بروید یا با شروع شدن سریال‌های صدمن یک‌غاز صدای تلویزیون را زیاد می‌کند و مدام صدایش را صاف می‌کند؟ آیا شما را دختر قابل اطمینانی می‌داند یا افت تحصیلی شما٬ او را یاد ماجرای آن‌روز می‌اندازد؟

شما کارمند یک شرکت هستید. اسناد مناقصه شرکت را گم کرده‌اید. رئیس شرکت بسیار جدی و از شانس شما کمی هم بداخلاق است. هر چه زونکن‌ها و کشوهایتان را جستجو می‌کنید٬ اسناد را پیدا نمی‌کنید.
چه می‌کنید؟ آیا به اتاق رئیس رفته و ماجرا را تعریف می‌کنید؟ آیا رئیستان با تقاضای افزایش حقوقی که هفته ییش داده بودید موافقت می‌‌کند یا توبیختان خواهد کرد؟ آیا از این به بعد شما را یک کارمند صادق می‌داند یا به شما به چشم یک فرد بی‌انضباط به شما نگاه خواهد کرد؟ آیا صداقت شما را تحسین خواهد کرد یا مسئولیت مناقصه‌های بعدی را به فرد دیگری خواهد سپرد؟

این‌ها و صدها مثال دیگر که هر روزه در زندگی شخصی٬ اجتماعی٬ کاری به آن برمی‌خوریم و ما را بر سر دو راهی بیان یا سکوت قرار می‌دهد. آیا شعار «صداقت بهترین سیاست» همیشه درست است یا «هر راست نشاید گفت»؟
همانطور که در ابتدا ذکر شد٬ اینجا سخن از مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه سکوت و صداقت است. در هیچ‌کدام از شرایط بالا شما مورد سوال واقع نشده‌اید ٬‌ ولی آیا صداقت شما در بیان حقیقت ناپرسیده به نفع شما یا به ضرر شما تمام خواهد شد؟‌

جواب سوال بالا٬ مطلق نیست. انتخاب بیان یا سکوت بستگی به طرف مقابل شما دارد. بستگی به «نسبت باز کردن حاشیه ایمنی به تیز شدن شاخک‌ها«ی طرف مقابلتان دارد. با ارائه هرگونه اطلاعات بلافاصله دو موضوع برای طرف مقابل تعریف خواهد شد. یکی حاشیه ایمنی که برای شما در ذهن طرف مقابل باز شده (پی‌آمدهای اول) و دوم همان تیز شدن شاخک‌ها (پی‌آمدهای دوم). نسبت این‌دو در افراد مختلف با توجه به طرزفکر٬ تحصیلات٬ فرهنگ و… نسبت به موضوعات متفاوت مختلف است.
نتیجه عکسی که گاهی اوقات افراد از صداقتشان در بیان حقایق ناپرسیده می‌گیرند٬ به دلیل عدم شناخت این نسبت از پارتنرشان است. برای پیدا کردن این نسبت نیازی نیست که ریسک کنید و موضوع مهمی را سوژه قرار دهید. یک موضوع ساده را وسیله کنید و این نسبت را در طرف مقابلتان پیدا کنید. هرچه این نسبت بزرگتر بود (میزان باز کردن حاشیه ایمنی بیشتر از تیزشدن شاخک‌ها) بیان حقایق ناپرسیده بیشتر به تعمیق روابط کمک خواهد کرد و درصورتیکه این نسبت کوچکتر از یک بود (بیش از ایجاد حاشیه ایمنی شاخک‌ها تیز شدند) بیان حقایق ناگفته موجب تضعیف روابط٬ آتو گرفتن طرف مقابل٬ ایجاد دردسر و مشکلات خودساخته خواهد شد. چنین فردی به اصطلاح جنبه حقیقت ندارد. اینجاست که گاهی سکوت به صداقت ارجحیت پیدا خواهد کرد و اعتماد به طرف مقابل و صداقت به حماقت تغییر معنا خواهند داد.

ارسال به: Balatarin::Donbaleh::100C::oyax::Mohandes::Del.icio.us::Friendfeed::Twitthis::Facebook::Addthis to other::Subscribe to Comments Feed::Subscribe to Feed

ورودی دسته‌بندی شده در: روان‌نوشته. برچسب‌ها: , , .

مهندسی هویج افزودن «آخرین نوشته‌های دوستان»

39 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. Mahda  |  اکتبر 9, 2009 در 11:47 ب.ظ.

    عالی بود یاسر جان. مقاله‌ات واقعاً بیانگر نکات مهمی بود که باید خیلی توی زندگی(به خصوص زندگی مشترک) بهش توجه بشه. متشکرم :)

    پاسخ
  • 2. Payam  |  اکتبر 10, 2009 در 12:42 ق.ظ.

    ياسر جان خيلي‌ زيبا نوشتي‌،نشون از درک بالايي‌ که نسبت به موضوعات مختلف پيدا کردي داره،موضوعی که بيان کردي درواقع براي همه در دوران زندگيشون اتفاق ميفته و متاسفانه بسياري از افراد در نگاه اول همون ديده دومي‌ که گفتي‌ رو دارند(حتی بسياري از افراد تحصيلکرده)
    ياسر جان بحث خيلي‌ طولاني‌ مي‌شه ولي‌ من خودم دارم خيلي‌ تمرين مي‌کنم که تقريبا هر روز هم اينکار رو مي‌کنم.تنها راه خروج از اين کار اين است که همواره به تمام قضایا با ديده مثبت نگاه کني‌ و سعي‌ در حال مشکلاتي که دقيقن هم برات اتفاق افتاده و حتی ديگه يک احتمال نيست که با گفتن کسي‌ بخواهيم ? نوعي از افکار رو داشته باشيم،ولي‌ حتي در اين مورد هم اگر مثبت فکر کنيم،يعني‌ اگر بتونيم ببخشيم،صبر کنيم و فرصت به طرف مقابل بديم حتما نتيجه مثبتي خواهد داد .اين مساله رو مي‌شه در تمامي موارد آباد زندگي‌ تعميم داد.
    شايد اين خيلي‌ مسخره به نظر بياد که آدم به همه چيز‌ مثبت نگاه کنه،ولي‌ اين ديدگاه خيلي‌ تو زندگي‌ شخصي من بهم داره کمک مي‌کنه.
    مرسي‌ از مطلب قشنگت

    پاسخ
  • 3. balva  |  اکتبر 10, 2009 در 5:38 ق.ظ.

    خیلی خوب بود. البته نکته‌ی دیگری که مهم است این است که گاه واقعا ما نمی‌دانیم ماجرای اتفاق افتاده چیز مهم و قابل بیانی هست یا نه. مثلا در مورد اول خب اتفاق ساده‌ای است و اگر چیز خاصی ردوبدل نشده باشد شاید عملا حرفش پیش نیاید.

    پاسخ
  • 4. مهران  |  اکتبر 10, 2009 در 6:01 ق.ظ.

    دوست عزیز ضمن تشکر از زحمتی که کشیدی و موضوع خوبی که طرح کردی باید عرض کنم که به نظر من میزان اعتماد افراد به ما ، به رفتار ما بستگی دارد که چقدر توانسته ایم حس اعتماد ر در آنان ایجاد کنیم . در بیشتر مواقع این خود ما هستیم که زمینه ی بی اعتمادی را فراهم می کنیم. برخی دیگر از بی اعتمادی ها هم از باورهای غلط در جامعه نشات می گیرد یعنی برخی ارزش ها در جامعه واقعا ارزش نیستند و برخی ضد ارزش ها هم ضد ارزش نیستند.در مورد اول سوال این است که اگر عکس این ماجرا اتفاق می افتاد و خانم این ماجرا در هنگام رفتن به سر کار مرد همسایه را سوار می کرد و شب برای شوهرش تعریف می کرد عکس العمل آقا چی می توانست باشد؟. و یا در داستان دوم ماجرا برای یک پسر اتفاق افتاده بود عکس العمل مادر چه بود؟ به نظرم هرکجا دیدیم که صداقت جواب نمی دهد باید مطمئن باشیم کار از یک جای دیگر خراب است و باید آن را اصلاح کنیم وهیچگاه صداقت را فدای آرامش لحظه ای نکنیم .

    پاسخ
    • 5. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 10:19 ق.ظ.

      پاسخ به مهران
      تلاش ما برای ایجاد حس اعتماد موضوع مهمی‌ است که باید با رفتار مناسب و سنجیده و منطقی خود در آفرینش چنین حسی همواره بکوشیم ولی رفتار طرف مقابل فقط به حس اعتمادی که ما در وی ایجاد کرده‌ایم بستگی نداشته و هزاران عامل فرهنگی و اجتماعی و عقیدتی و … دیگر که ربطی به ایجاد حس اعتماد از طرف ما در پارتنرمان داشته باشد نیز در رفتار طرف مقابل در چنین مواقعی نقش مستقیم دارد.
      در مورد عکس این مطالب هم که اشاره کردید دقین همین برداشت‌ها و بازخوردها ممکن است اتفاق بیافتد.

      صداقت ارزشمندترین سرمایه انسان است تا جاییکه با کاربرد ندانسته به حماقت تبدیل نشده.

      پاسخ
  • 6. pdx1  |  اکتبر 10, 2009 در 9:56 ق.ظ.

    چگونه تظاهر به شادماني یا ناراحتی‌ می‌کنیم، چگونه خود را همرنگ محيط میسازیم، چگونه خود را به خواب می‌زنیم، چگونه دروغ میگوئیم و چگونه به خاطر منافع در خطر خود، اخلاقيات ويژه يي اختراع می‌کنیم! همینه اینها ریشه در صداقت و عدم صداقت و بقول شما چقدر صادق بودن داره. نوشته شما جدا از این بحث نیست.

    پاسخ
  • 7. omid_farda  |  اکتبر 10, 2009 در 9:57 ق.ظ.

    همینه اینها ریشه در صداقت و عدم صداقت و بقول شما چقدر صادق بودن داره.

    پاسخ
  • 8. enxo  |  اکتبر 10, 2009 در 9:58 ق.ظ.

    بگی یا نگی فرقی نمی کنه. در هر صورت یجوری دهنت آسفالت می شه!

    پاسخ
  • 9. ensaneraha  |  اکتبر 10, 2009 در 9:59 ق.ظ.

    تا نباشد چیزکی، خانم شما نگوید چیزها!

    پاسخ
  • 10. rozitasan  |  اکتبر 10, 2009 در 10:00 ق.ظ.

    کلاً تا جایی که من دیدم کسانی که در زندگی خصوصی شون سیاست دارند و هر حرفی رو نمی زنند موفّق ترند.
    اگر هدف بودن و همراه شدن با جمع باشه، باز هم با صداقت کامل جور در نمیاد.

    پاسخ
  • 11. candle  |  اکتبر 10, 2009 در 10:01 ق.ظ.

    صددرصد میگم ، نه به خاطر اینکه موضوع مهمیه ، نه چون پنهان کردنش این پیغام غیر مستقیم رو میرسونه که موضوع خیلی هم ساده نبوده. به عنوان اینکه روزم چطور گذشت تعریف میکنم. اصولا زندگی زناشویی، دوستی، عشق بدون اعتماد ممکن نیست.

    پاسخ
    • 12. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 10:08 ق.ظ.

      پاسخ به /Candle

      اگر پارتنر شما از آن نوعی است که نسبت باز کردن حاشیه ایمنی به تیز شدن شاخک‌ها بیشتر از یک و بزرگ است بسیار کار عاقلانه‌ای می‌کنید و حتمن این‌کار به تعمیق روابط و ایجاد حس اعتماد بینتان کمک خواهد کرد ولی اگر این نسبت کمتر از یک بود مطمئنن اشتباه مي‌کنید و همانطور که گفتم نه تنها رابطه و اعتماد را تقویت نکرده‌اید بلکه موجب تضعیف روابطتتان خواهد شد.

      پاسخ
    • 13. یک مرد  |  اکتبر 10, 2009 در 10:49 ق.ظ.

      یا مجردی یا تازه داماد! اگه غیر این بود من خودم رو میکشم جان تو!!!

      پاسخ
  • 14. rozitasan  |  اکتبر 10, 2009 در 10:01 ق.ظ.

    اگر در رابطه ای عشق و دوستی عمیق وجود داشته باشه، در اینصورت این رابطه بیدی نیست که به این بادها بلرزه و صداقت صد در صد و کامل نداشتن به این نوع رابطه صدمه می زنه.
    برای رابطه هایی که به هر علّتی امکان به وجود آوردن عشق و دوستی عمیق وجود نداره، عکس این قضیه صدق می کنه.

    پاسخ
    • 15. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 10:09 ق.ظ.

      پاسخ به rozitasan

      اتفاقن اکثر اوقات این عشق و دوستی عمیق موجب بر هم خوردن نسبت مناسب می‌شود. حتی در نهایت عشق و دوستی و یکی شدن اگر به این موضوع توجه نداشته باشید مطمئنن در صورتیکه شریک شما از نوع دوم باشد این صداقت به رابطه شما لطمه خواهد زد و اگر از نوع اول باشد موجب تقویت رابطه خواهد شد.

      پاسخ
  • 16. taha_bazri  |  اکتبر 10, 2009 در 10:01 ق.ظ.

    گفتنش خیلی به‌تر از اینه که از زبون یکی دیگه بشنوه.

    پاسخ
    • 17. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 10:25 ق.ظ.

      پاسخ به taha_bazri

      البته اگر طرف جنبه بازگو کردن حقایق ناپرسیده رو داشته باشه.

      پاسخ
  • 18. عمو اروند  |  اکتبر 10, 2009 در 10:16 ق.ظ.

    چشمها را باید شست!

    پاسخ
  • 19. یک مهندس  |  اکتبر 10, 2009 در 10:45 ق.ظ.

    مطلب خیلی خوبی بود…فقط یک نکته باید بهش اضافه بشه تا بشه ازش به صورت کاربردی استفاده کرد
    اون هم اضافه کردن فاکتوری برای «لو رفتن» است…یعنی مثلا در مثال خانم همسایه ممکنه که شما تصمیم بگیری که هیجی نگی …و این سکوت رو با توجه به ضریبی که تعریف کردین عاقلانه بدونید…ولی اگه اتفاقی یک همسایه دیگه این صحنه رودیده باشه و به گوش همسر شما برسونه اونوقت سکوت به خیانت تعبیر میشه… همون خانم شما اولین کسی میشه که به شما میگه اگه ریگی به کفشت نبود چرا نگفتی؟؟؟
    بنابراین باید برای هر مورد یک ضریبی هم برای احتمال و تبعات لو رفتن قضیه در نظر گرفت و بعد تصمیم به سکوت یا صداقت گرفت

    پاسخ
    • 20. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 1:35 ب.ظ.

      پاسخ یک مهندس
      ممنون از مطلب تکمیلی‌تون. بله یک ضریب لو رفتن رو هم باید اعمال کرد. البته ریسک لو رفتن باید به صورت ضریبی در نسبت بالا اعمال بشه و بعد تصمیم نهایی گرفته بشه.

      پاسخ
  • 21. sahel  |  اکتبر 10, 2009 در 11:03 ق.ظ.

    متن خیلی جالب و دقیقی بود و مساله خیلی مهمی محسوب میشه .
    ابتدایی ترین چیز به شناخت طرفین از هم بر میگرده … اینکه کدوم گزینه رو انتخاب کنی و بدونی کدوم گزینه بهترین راهه حتما باید طرف مقابل خودت شناخت کافی داشته باشی .
    خسته نباشید .

    پاسخ
  • 22. kolbeyetanhaee  |  اکتبر 10, 2009 در 1:19 ب.ظ.

    سلام
    من تازه یعنی یکی دو هفته است که به جمع ووردپرسیا پیوستم…
    وبلاگم عاشقانه است…
    خوشحال می شم ببینمتون…
    راستی مطلبتون خیلی قشنگ بود… ممنون

    پاسخ
  • 23. علی.ق  |  اکتبر 10, 2009 در 3:31 ب.ظ.

    بسیار عالی بود
    من یکی رو میشناسم که الان تو این وضعیت گیر کرده
    شما هم خوب میشناسیدش مرد سیاستمدار ایران:
    هاشمی رفسنجانی
    به نظر شما سکوت هاشمی بهتره یا بیانش؟

    پاسخ
    • 24. دست نوشته  |  اکتبر 10, 2009 در 10:56 ب.ظ.

      پاسخ به علی.ق
      به مثال خوبی از این موضوع در عالم سیاست اشاره کردید. موردی که با توجه به نسبت یادشده و ضریب ریسک٬ درحال حضور سکوت را به بیان ترجیح داده.

      پاسخ
  • 25. افشین سلحشور  |  اکتبر 10, 2009 در 5:51 ب.ظ.

    درود بر شما.

    پاسخ
  • [...] چه‌قدر صادق باشیم؟ « دست نوشته dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/09/how-honest – view page – cached هدف از نوشتار زیر مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه صداقت و سکوت است. در هیچکدام از مثالهایی که در ادامه… (Read more)هدف از نوشتار زیر مقایسه راست و دروغ نیست٬ صحبت از مقایسه صداقت و سکوت است. در هیچکدام از مثالهایی که در ادامه خواهد آمد٬ شما مورد سوال واقع نشدهاید و عدم صداقت به منزله دروغ نیست٬ ولی آیا صداقت شما در بیان “حقایق ناپرسیده” به نفع شما یا به ضرر شما تمام خواهد شد؟ (Read less) — From the page [...]

    پاسخ
  • 27. کوچ نورد  |  اکتبر 11, 2009 در 9:46 ب.ظ.

    چه جالب گفتین. این حرفارو همش به دوستم می گم. که سر گفتن هر حرفی به نامزدش یه مشکل تازه برا خودش دست و پا می کنه.

    همیشه بش می گم. راست بگو. اما هر راستی رو نگو!!

    پاینده باشید…

    پاسخ
  • 28. عمو اروند  |  اکتبر 12, 2009 در 4:53 ب.ظ.

    البته جهت مزید اطلاع آقا یاسر باید عرض شود که عمو اروندی هم وردپرس داریم که گویا همزاد من است.
    شبیه سازی را از صدام آموخته ام اگر جاره ی کار برای ادامه ی زندگی ننگین او نشد.

    پاسخ
  • 29. آرمین گیله​مرد  |  اکتبر 12, 2009 در 7:50 ب.ظ.

    سلام …. شرنده، حق با شماست …

    پاسخ
  • 30. عمو هوشنگ  |  اکتبر 12, 2009 در 9:43 ب.ظ.

    اگه خانوم خود شما، با ماشین خودش آقای همسایه رو برسونه و شما از پشت پنجره ببینی، شما چه حسی خواهی داشت؟
    اگه دختر خود شما، تلفن مشکوک بزنه چطور؟
    .
    یه جور دیگه ببینیم:
    اگه خانوم شما به شما بگه آقای همسایه رو رسونده، چطور؟
    اگه دختر شم بیاید بگه که با یه پسری دوس شده، چکار میکنین؟
    .
    میدونی مشکل کجاس؟
    مشکل اینجاس که من و شما ممکنه به همسر و دخترمون اعتماد داشته باشیم، ولی به آقای همسایه و پسر روبروی مدرسه دخترمون اعتماد نداریم ….

    پاسخ
    • 31. دست نوشته  |  اکتبر 12, 2009 در 10:50 ب.ظ.

      پاسخ به عمو هوشنگ

      اگر خانم بنده آقای همسایه رو برسونه یا دختر من با پسری دوست بشه یا کارمند من … هیچ تفاوتی نمی‌کنه. اصلن تفاوتی نمی‌کنه.
      این نوشتار هم موضوعش این نبود که خانم یا آقا یا دختر یا پسر من یا هر کسی دیگری. موضوع بحث هم اعتماد نیست که به همسر یا آقا یا خانم همسایه باشه یا نباشه.
      بحث بر انتخاب بین دو گزینه صداقت در بیان حقیقت ناگفته و سکوت است٬ حالا در هر مثال و موقعیتی که شما تصور کنید.

      پاسخ
  • 32. صندوقک  |  اکتبر 13, 2009 در 1:24 ب.ظ.

    سلام کلا با صداقت موافقم اما بشخصه گاهی دروغ میگم، انهم دقیقا به این دلیل که از عکس العمل طرف مقابل مطمئن نیستم. اما بازهم همان صداقت را ترجیح میدم.شاید اگر من بهتر می توانستم قانع کنم نیازی به دروغ گفتن هم نبوده هیچ وقت.

    پاسخ
  • 33. دونفر  |  اکتبر 13, 2009 در 2:51 ب.ظ.

    همون هر راست نشاید گفت، جوابشم کاملا مطلقه. چرا خودمونو گول بزنیم (;

    پاسخ
  • 34. تبسم  |  اکتبر 13, 2009 در 5:37 ب.ظ.

    عالی بود نکته های قابل توجه ای داشت. بابت لینک هم ممنونم:))))).

    پاسخ
  • 35. آزاده  |  اکتبر 13, 2009 در 5:55 ب.ظ.

    کلی جای فکر داشت
    به نظر من هم بستگی داره به چه کسی قرار باشه قضیه رو بگی البته اگه من باشم که حتما راستش رو میگم چون اصلا نمیتونم چیزی رو مخفی کنم

    پاسخ
  • 36. کوروش  |  اکتبر 14, 2009 در 2:06 ب.ظ.

    سلام یاسر عزیز وقت شما بخیر
    کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
    داداش نمی دونم جرقه ی نوشتن این مطلب از کجا ریشه می گیره ولی دنبال چیزی می گردی که خیلی کیمیاست و بقول شاملو باید انو در پستوی خانه نهان کرد .

    پاسخ
  • 37. مهسا خانومي  |  اکتبر 15, 2009 در 8:40 ق.ظ.

    اگه من جاي اون دختر دبيرستاني بودم اصلا تحويل نمي گرفتم طرف رو تا ديگه بعدش كشكلي هم نباشه ! :D

    پاسخ
  • 38. مهسا خانومي  |  اکتبر 15, 2009 در 8:41 ق.ظ.

    اون » مشكلي» هستش ! :D

    پاسخ
  • 39. شین  |  اکتبر 15, 2009 در 2:48 ب.ظ.

    سلام
    نوشته شما مصداق بارز «جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت» هست.منم بهش معتقدم و انجامش میدم و تا به حال که راضی بودم.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


اشتراک خوراک دست نوشته

اشتراک خوراک دست نوشته

اشتراک خوراک

9 نوع خوراک متنوع جهت پذیرایی از شما آماده شده است. کافیست روی عکس بالا کلیک کرده و خوراک باب میل خود را نوش‌جان کنید... خوراک چیست؟

ارسال ای‌میل

یاهو مسنجر

نوشته‌های تازه

به‌روزرسانی‌های توییتر

پیکاسای من

دسته بندی

نوشته های پیشین

مطلب تصادفی

دست نوشته

تعداد بازدید

  • 120,262 بازدید

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.