اومانیسم
اکتبر 17, 2009
متاسفانه باورهای سنتی و رایج همواره دست به تحریف و تخریب اومانیسم زده و به نوعی اومانیسم هراسی را پیش گرفتهاند. تعاریفی که در آن اومانیسم به معنای بیخدایی(آتئیسم) یا بیدینی(سکولاریسم) مطرح شده یا تحاریفی که اومانیسم را با مادهگرایی (ماتریالیسم) همسنگ میگیرند٬ و از این طریق میکوشند که مخاطب را از اومانیسم هراسانده و با بیخدایی و بیدینی و مادهانگاری خواندن اومانیسم آن را در افکار مطرود جلوه دهند.
اما به راستی چه چیزی در عقیده اومانیسم است که اینگونه هراس به دل برخی انداخته که آنها را به چنین تحاریف و تبلیغاتی واداشته. در ادامه پاسخ برخی ابهامات وارده به باور اومانیسم به طور مختصر آورده شده است.

نشان (انسان شادمان) که مورد استفادهٔ اومانیستهای جهان است. این نماد به شکل انسانی است که قامت خود را برای حصول تواناییهای بالقوهاش کشیده است.
اومانیسم چیست؟
اومانیسم (Humanism در ترجمه فارسی: انسانگرایی) و به مفهوم اصلی “انسانیت” به معنای اعتقاد به مفاهیم و اخلاق و منش انسانی میباشد. بر اساس این اعتقاد٬ رفتار انسانی بر پایه سه عنصر اصلی “وجدان٬ خرد٬ دادگری” شکل میگیرد. در این باور خرد محض٬ به تنهایی پاسخگوی نیاز بشر نبوده و در رفتارها بایستی چنین خردی با وجدان و دادگری محک خورده و در صورتیکه موردتایید وجدان و مطابق دادگری بود تایید شده است.
تعاریفی که درآن اومانیسم را به عنوان مالکیت انسان بر همهچیز٬ عدم اعتقاد به جهان فراطبیعی٬ عدم اعتقاد به روح٬ لذتگرایی٬ خودبرتربینی٬ اصالت ماده٬ نظام سرمایهداری٬ خردگرایی محض٬ عدم اعتقاد به خدا و… میخواند همگی تحاریفی هستند که در راستای اومانیسم هراسی ترویج شدهاند.
آیا اومانیسم به معنایی بیخداییست؟
به هیچ وجه! اومانیسم و بیخدایی(آتئیسم) دو تعریف کاملن جداگانه بوده و هیچ ارتباطی به هم ندارند. اومانیسم نه تنها به معنای بیخدایی نیست بلکه اکثر اومانیستها معتقد به وجود خدا به عنوان منشا طبیعت معتقدند. با اینکه٬ انسانگرایی و خداگرایی دو تعریف جدا و غیرمرتبط هستند و ممکن است در بین اومانیستها نیز مانند سایر عقیدهها عدهای بیخدا باشند اما در نگاه اکثر اومانیستها٬ وجدان٬ خرد و دادگری از طبیعت و سرشت و فطرتی پاکی که خداوند در نهاد انسان قرار داده سرچشمه میگیرد و بدین ترتیب اصل پایههای این باور در اعتقاد به خدا بنا شده.
آیا اومانیسم به معنای بیدینیست؟
خیر. اومانیست به هیچ روی به معنای بیدینی نیست. در اینجا لازم است دو شاخه مختلف اومانیسم شناخته شود. اومانیسم دینی و اومانیسم سکولار. همانطور که در تعریف اومانیسم آمد٬ پایه و اصول تمامی رفتار انسان بر پایه سه عنصر وجدان٬ خرد و دادگری میباشد. خروجی دو شاخه فوق معمولن با هم مشابهاند اما این دو دیدگاه در منشا این سه عنصر با هم متفاوتند. به عقیده اومانیسم دینی وجدان و دادگری ریشه در باورهای دینی داشته و اخلاقیات با تعاریف و تعالیم دینی ساخته میشوند و برای تمیز خوب و بد باید به مفاهیم دینی رجوع کرد. این باور پاداش یا جزای عمل خود را در وعدههای خارجی(مانند بهشت و جهنم) جستجو میکند در حالیکه اومانیسم سکولار بر این باوراست که اخلاقیات ریشه در فطرت و سرشت خود انسان داشته و هر انسانی با رجوع به فطرت انسانی خود قادر است خوب و بد را تمیز داده و برپایه منطق و طبیعت خود راه صواب را بیابد. باور اومانیسم سکولار رفتار انسانی و پسندیده را به طمع یا ترس از وعدههای خارجی انجام نمیدهد بلکه پاداش خود را در لذت از حرکت در مسیر طبیعت و سرشت خود میبیند. (در نوشتارهای بعدی به مقایسه دیدگاه اومانیسم سکولار و اومانیسم دینی بیشتر پرداخته خواهد شد. در اینجا مطالبی پیرامون مقایسه اومانیسم سکولار و اومانیسم دینی آورده شده است.)
به هر روی شاخههای مختلف اومانیسم برخوردهای مختلفی با مقوله دین دارند٬ ولی اصل موضوع اومانیسم ارتباطی با پذیرش یا عدم پذیرش دین ندارد.
برای پیگیری بیشتر موضوع کامنتها و پاسخها را مطالعه کنید.
هدف این نوشتار تبلیغ٬ تخریب یا تضعیف هیچ باوری نبوده و تنها کوشش شده تا پاسخ به برخی تحریفات وارده به باور اومانیسم به صورت بسیار خلاصه بیان شود.
Entry Filed under: ., دیننوشته. برچسبها: Humanism, humanist, religious humanism, secular humanism, نوع دوستی, هیومنیزم, انسان گرا, انسان گرایی, انسانیت, اومانیسم, اومانیسم دینی, اومانیسم سکولار, اومانیست.
15 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed



1.
نسل اولی | اکتبر 18, 2009 at 1:02 ب.ظ
درود دوست عزیز
سکولار به معنای بی دینی نیست. معنی لغوی آن یعنی “غیر مذهبی”. وقتی می گویند حکومت سکولار یعنی جدایی دین از حکومت. مثلا کشورهای اروپایی و أمریکا سکولار هستند ولی این به معنا کافر بودن سران یا اعضای دولتها نیست. اومانیسم سکولار یعنی انسان دوستی ای که بر حسب فرامین مذهبی نباشد بلکه درتربیت و ذات فرد چنین انساندوستی وجود داشته باشد.
تشکر. از مطلب شما استفاده بردم. موفق باشید.
2.
دست نوشته | اکتبر 18, 2009 at 2:00 ب.ظ
پاسخ به نسل اولی
با تشکر از نکته شما٬ سکولار در مورد حکومتها و ساختارهای سیاسی همانطور که اشاره فرمودید به معنای جدایی دین از حکومت یا سیاست است ولی در مورد باور شخصی به همان باورهای غیرمذهبی اطلاق میشود. (تفاوقت بیدین و غیرمذهبی؟)
همانطور که در متن هم آورده شد و شما نیز به درستی و دقت به آن اشاره فرمودید اومانیسم سکولار پایههای رفتار خود را بر سرشت و فطرت و ذات انسان قرار داده و از آموزههای دینی نشات نمیگیرد.
3.
کامران | اکتبر 18, 2009 at 11:16 ب.ظ
پاسخ به مطلب دوم همانطور که توجه فرمودید در مطلب اول تعریف سکولاریسم در خصوص حکومت ارائه شده بود اما در مورد باورهای فردی نیز سکولار به معنی بیدین نیست.اصولا این واژه به معنی جدایی حوزه دین از سایر حوزه هاست .تفاوت بیدین با سکولار اینست که فرد سکولار در زندگی اجتماعی خود دین را دخالت مستقیم نمیدهد وتابع قوانین مدنی است اما لزوما بیدین نیست و می تواند در زندگی فردی از آموزه های دین الهام گیرد ودر عین حال در عرصه های اجتماعی بغنوان فردی مذهبی شناخته نگردد(مانند اکثر سیاستمداران و متفکرین غرب)بنابراین لزوما نمیتوان فرد غیر مذهبی را بیدین دانست. با تشکر و احترام
4.
دست نوشته | اکتبر 19, 2009 at 12:01 ق.ظ
پاسخ به کامران
ممنون از توضیحاتتون. منظور نوشته از اومانیسم سکولار نیز رفتار اجتماعی نشات گرفته از فطرت انسانی و بدون دخالت دین و باورهای مذهبی بود و بحثی از رفتارهای زندگی فردی به میان نیامده بود.
به هر حال تکمیلیه شما احتمال سو برداشت در زمینه -مطرح نشده- زندگی فردی را نیز مرتفع ساخت.
با تشکر
5.
مهسا خانومي | اکتبر 18, 2009 at 4:42 ب.ظ
گفتي ” سکولاریسم “يا استاد انديشه 2 مون افتادم ! پيرمرد بيچاره دو ساعت تمام حرف ميزد ما همه چرت ميزديم !
خب همش حرفاي تكراري ميزد كه وقت تلف كن بود ! چهارتا كلمه حرف درست و حسابي نميزد !
6.
دست نوشته | اکتبر 18, 2009 at 10:16 ب.ظ
پاسخ به مهسا خانومی
میشه جنس حرفهاش رو حدس زد. از همان حملههای یکطرفه و پر از تحریف و دروغ جلوی جمعی که دانشی از موضوع ندارند و بریدن و دوختن و نتیجه گرفتنهای همیشگی.
7.
محشن | اکتبر 19, 2009 at 12:02 ق.ظ
جالب بود تشکر میکنم
من تا قبل از خوندن این پست اشتباه فکر میکردم
و چه جالب بعضی از آقایون بالا که گه گاهی از این واژه ی اومانیسم استفاده های زیادی میبرن
8.
نسل اولی | اکتبر 19, 2009 at 5:11 ق.ظ
تشکر از پاسخ و زحمتتان. یک نکته دیگر:
آیا اومانیسم مذهبی معنی دارد؟ اگر فردی فرایض دینی خود را به جا می آورد و این فرایض اومانیستی است (اگر مطلق گرایانه بیندیشیم) آیا آن فرد اومانیست مذهبی است یا فقط مذهبی است؟
9.
دست نوشته | اکتبر 19, 2009 at 1:07 ب.ظ
پاسخ به نسل اولی
بله در تقسیم بندی اومانیسم شاخههای مختلفی وجود دارد. مانند اومانیسم سکولار٬ اومانیسم مذهبی٬ اومانیسم سکولار مدرن٬ اومانیسم ماتریالیست. نقطه اشتراک همه شاخههای مختلف بر استوار بودن بر سه پایه اصلی “خرد٬ وجدان٬ دادگری”است و البته هر سه تقریبن خروجیهای مشابه دارند. تفاوت شاخههای مختلف در ورودی و خوراکهای تفاوت این سه پایه است. کامنت بعدی (پدرام) نمونهای از باور اومانیسم مذهبی است.
Council for Secular Humanism تفاوتهای انسانگرایی سکولار و انسانگرایی دینی را اینگونه برمیشمارد: (ترجمه ویکیپدیا)
* انسانگرایان مذهبی روی مراسم مذهبی تاکید دارند. ولی انسانگرایان سکولار اغلب به این طور مراسم علاقهمند نیستند.
* برخی انسانگرایان سکولار تجربههای عمیقی در زندگی دارند مشابه تجارب دینداران، ولی آنها را مانند دینداران تعبیر نمیکنند.
* برخی از اومانیستهای بدون دین، ولی مذهبی، از واژه الهی به عنوان یک استعاره بجای خدای سنتی که قبول ندارند، عنوان استفاده میکنند. انسانگرایان سکولار همهٔ این مسائل را استعاراتی برای حقایقی میدانند که ریشه در جهان ماده دارند.
* برخی انواع انسانگرایی، برای نمونه انسانگرایی مسیحی شامل باور به خدا هستند که به طور سنتی تعریف شدهاند. انسانگرایان سکولار ایده خدا و فراطبیعی را به خاطر غیرمنطقی بودن رد میکنند و باور دارند این مفاهیم برای حل کردن مسائل انسانی سودی ندارند.
به هر حال در تعریف اومانیسم٬ اومانیسم دینی به عنوان یک شاخه جدا تعریف شدهاست.
تفاوت اومانیست مذهبی و فرد فقط مذهبی را میتوان در انگیزه انجام اعمال و همینطور در نحوه تفکر و باورهای این دو دیدگاه دانست. فرد فقط مذهبی بسیاری اعمال را به شوق پاداش و یا از ترس عقاب انجام میدهد در حالیکه انگیزه اومانیست مذهبی از انجام اعمال نشات گرفته از دین متفاوت است و این فرد تنها از آموزههای دینی بهره میگیرد. تفاوت دیگر در چهارچوب اصلی باورهای ایندوست. افراد فقط مذهبی براحتی دچار خرافه شده و به سادگی آلت دست سواستفادهچیان دینی قرار میگیرند در حالیکه اومانیست مذهبیها به علت گذارندن ورودیها از فیلترهای “خرد٬ منطق٬ دادگری” از چنین آسیبی مصون هستند.
امیدوارم توضیحات واضح بوده باشد.
10.
پدرام Pedram | اکتبر 19, 2009 at 8:11 ق.ظ
بله. اصلا همونطور که نوشتید سه پایه اومانیسم همان سه پایه فطری هستند که خدا به عنوان ودیعه در اختیار ما قرار داده. یکی وجدان که خدا در قرآن بدان قسم خورده، دوم عقل که حجت نهان انسانهاست (که حجت آشکارش پیامبرانند) و قانون گری که همه ادیان معتقد به رعایت عرف ها و قوانین بر حسب زمان جامعه ها (در حدی که به دین ضربه نزند) هستند.
11.
حمید | اکتبر 19, 2009 at 11:11 ق.ظ
یکی از مهمترین نکات چالش بر انگیز و جدال انگیز در عرصه جامعه و سیاست مسئله حق و تکلیف بوده. تا پیش از این روند قدرت و بالطبع ثروت در جوامع به نحوی بوده که طبقه اقلیت حاکم با استفاده از قدرت و ثروت جامعه را تحت کنترل و استثمار خود میگرفتند و برای کامل کردن قدرت و تحکیم حاکمیت خود از مذهب به عنوان کاهش دهنده مشکلات اکثریت توده تحت حکومت استفاده میکرده اند. مذهب مسکن و مخدری قوی بود که نیازهای توده ملت را در حداقل نگه میداشت. مذهب چه چیز واقعی به ملت میداد؟ هیچ تنها دنیایی ذهنی و امید محور با تعدادی دستورات تکلیف مدارانه که جلوی رشد خواستها و ابراز آنها را از توده ها میگرفته است. از این رو با رشد فکر و بینش انسانها که مدیون سه پیامبر بزرگ بشریت یعنی مارکس نیچه و فروید بود اینبار نوبت توده ها بود که از حکومت تکلیف بخواهند و لذا مذهب که تا پیش از این همیشه همراه و همراز حاکمیت بود موقعیتش به خطر افتاد همانقدر که در عرصه سیاست دیکتاتوری شکست خورده و مفتضح شده در عرصه جامعه هم مذهب دربدر و متواری می شود.
12.
سیدمحمد حسنی زاده | اکتبر 19, 2009 at 1:09 ب.ظ
سلام.
بر فرض که تعریف شما در بند اول صحیح باشد، سه عنصری که معرفی کردید، یعنی خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند و هیچ کدام از منبعی والاتر از خود انسان – بر اساس تعریفی که کردید- سرچشمه نمی گیرند.
وقتی انسان خودش را محور قرار می دهد، اعتقاد به خدا دیگر معنا ندارد و نمی توان گفت اومانیست با خدا هم وجود دارد!
ضمن اینکه نگفته اید چرا تعاریف دیگری غیر از تعریفی که شما ارائه داده اید، تحریف شده هستند.
13.
دست نوشته | اکتبر 19, 2009 at 1:38 ب.ظ
پاسخ به سیدمحمد حسنی زاده
سلام دوست عزیز. ظاهرن شما نوشته را به دقت مطالعه نکردهاید. اتفاقن هدف اصلی نوشته رفع همین سو تفاهم بود.
هیچ کدا ادعا نشده که در باور اومانیسم خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند!
همانطور که اشاره شد فقط در باور اومانیسم سکولار چنین باوری درونی معرفی شده و باور اومانیسم دینی این مفاهیم را نشات گرفته از دین میداند.
حتی اکثریت باور سکولار هم به دین اعتقادی ندارد ولی به خداوند به عنوان خالق سرشت و طبیعت و ذات پاک اعتقاد دارد. مسئله دین و خدا دو تعریف کاملن جدا هستند.
به هر حال حتی اگر به فرض باور اومانیسم سکولار را بیاعتقاد به خدا بدانیم -که اینطور نیست- این فقط یک شاخه اومانیسم است در حالیکه اومانیسم دینی هم دین و هم به خدا معتقد است.
دلیل اینکه عرض کردم تعاریف دیگر تحریف شدهاست در اینست که در اغلب تعاریف “اومانیست سکولار آتئیست” را به عنوان “اومانیسم” معرفی میکنند.
14.
نسل اولی | اکتبر 19, 2009 at 5:49 ب.ظ
پدرام عزیز تشکر از پاسختان. از پاسخ شما آموختم.
ولی دو نکته: پاسخ شما بسیار اسکولاستیک است و همچنین شمولیت کامل ندارد. وقتی از مذهب صحبت می کنیم فقط منظور اسلام و قرآن نیست بلکه همه مذاهب است. مشگل بیشتر می شود وقتی تعاریف پسا مدرنیستی از مذهب را در نظر بگیریم. یعنی مذهب به عنوان همه ایدولوژیهای عصر روشنگری اسلام، مسیحیت، مارکسیزم و… در همین رابطه سکولاریسم پسا مدرن غیر مذهبی نیست بلکه غیر ایدئولوژیک است شاید بشود آنرا پراگماتیسم ناب خواند. از سوی دیگر بخشی از اومانیستها معتقدند که اومانیسم خو یک مذهب است(اعضای سازمان اومانیستهای قرن بیستم – روجوع کنید به ویکپدیا). این اعتقاد با تعاریف پسا مدرن از مذهب همخوانی دارد.
دوست عزیز “دست نویس”. ببخشید از زحمات. قول میدهم این آخری باشد.
خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است کاملن عنصر درونی است و خود بر منطق استوار است (روجوع کنید به ویکپدیا). همچنین این خردگرایی می تواند در مواردی در تناقض با باورگرایی(مذهب – ایدئولوژی) باشد. شما خود از “فیلتر خرد” صحبت کردید. پس به نظر شما در اومانیسم مذهبی آنگاه که خردگرایی در تناقض و یا تقابل با باور گرایی باشد کدامیک اولویت دارد؟ اگر خرد گرایی اولویت دارد آن اومانیسم مذهبی نیست و آنجا که باورگرایی اولویت داشته باشد آن دیگر اومانیسم نیست.
بحث من این است که گذشته از تعاریف متداول آیا اومانیسم می تواند مذهبی یا ماتریالیستی باشذ؟ یا اومانیسم غیر ایدئولوژیک است و یا به تفسیری دیگر خود یک ایدئولوژی مستقل است؟
15.
دست نوشته | اکتبر 19, 2009 at 10:52 ب.ظ
پاسخ به نسل اولی
اختیار دارید دوست عزیز. رحمت است و باعث افتخار.
قسمت اول فرمایشاتتان که فرمودید “خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است” پایه استدلال بعدیتان بوده٬ در حالیکه لزومن خردگرایی مدرن پایه تمام شاخههای اومانیسم نیست. این تعریف شما بیشتر به اومانیسم سکولار نزدیک است.
در مورد ابهامی که مطرح فرمودید٬ اتفاقن نقطه تمایز و محل تمیز افراد فقط مذهبی و اومانیسم مذهبیها در همینجا مشخص میشود. مذهبیها در چنین تناقضاتی راه مذهب را پیش گرفته و چشم و گوش خود را بروی هرگونه استدلالی میبنند ولی اومانیسم مذهبیها راه منطقی را پیش میگیرند. اومانیستهای مذهبی لزومن پیرو مطلق و بیچونوچرای مذهب نیستند٬ همانطور که در متن هم آمده بود صرفن تعاریف اولیه اخلاق خود را از دین میگیرند و بسته به نزدیک یا دور بودن به اومانیسم فیلتر قویتر یا ضعیفتری در پذیرش مستقیم افکار دارند. یا به تعبیر دیگر مذهبیها قدم به قدم راه و روش خود را از دین گرفته و بیچون و چرا از آن تبعیت میکنند ولی اومانیستهای مذهبی خمیرمایه رفتار خود را از مذهب گرفته و راه و روش را خود میسازند.