<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: اومانیسم</title>
	<atom:link href="http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/</link>
	<description>چسب خط</description>
	<lastBuildDate>Fri, 04 Dec 2009 20:39:39 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: دست نوشته</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2095</link>
		<dc:creator>دست نوشته</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 19:22:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2095</guid>
		<description>&lt;strong&gt;پاسخ به نسل اولی&lt;/strong&gt;

اختیار دارید دوست عزیز. رحمت است و باعث افتخار.

قسمت اول فرمایشاتتان که فرمودید &quot;خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است&quot; پایه استدلال بعدیتان بوده٬ در حالیکه لزومن خردگرایی مدرن پایه تمام شاخه‌های اومانیسم نیست. این تعریف شما بیشتر به اومانیسم سکولار نزدیک است. 
در مورد ابهامی که مطرح فرمودید٬ اتفاقن نقطه تمایز و محل تمیز افراد فقط مذهبی و اومانیسم مذهبی‌ها در همین‌جا مشخص می‌شود. مذهبی‌ها در چنین تناقضاتی راه مذهب را پیش گرفته و چشم و گوش خود را بروی هرگونه استدلالی می‌بنند ولی اومانیسم مذهبی‌ها راه منطقی را پیش‌ می‌گیرند. اومانیست‌های مذهبی لزومن پیرو مطلق و بی‌چون‌و‌چرای مذهب نیستند٬ همانطور که در متن هم آمده بود صرفن تعاریف اولیه اخلاق خود را از دین می‌گیرند و بسته به نزدیک یا دور بودن به اومانیسم فیلتر قوی‌تر یا ضعیف‌تری در پذیرش مستقیم افکار دارند. یا به تعبیر دیگر مذهبی‌ها قدم به قدم راه و روش خود را از دین گرفته و بی‌چون و چرا از آن تبعیت می‌کنند ولی اومانیست‌های مذهبی خمیرمایه رفتار خود را از مذهب گرفته و راه و روش را خود می‌سازند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>پاسخ به نسل اولی</strong></p>
<p>اختیار دارید دوست عزیز. رحمت است و باعث افتخار.</p>
<p>قسمت اول فرمایشاتتان که فرمودید &#8220;خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است&#8221; پایه استدلال بعدیتان بوده٬ در حالیکه لزومن خردگرایی مدرن پایه تمام شاخه‌های اومانیسم نیست. این تعریف شما بیشتر به اومانیسم سکولار نزدیک است.<br />
در مورد ابهامی که مطرح فرمودید٬ اتفاقن نقطه تمایز و محل تمیز افراد فقط مذهبی و اومانیسم مذهبی‌ها در همین‌جا مشخص می‌شود. مذهبی‌ها در چنین تناقضاتی راه مذهب را پیش گرفته و چشم و گوش خود را بروی هرگونه استدلالی می‌بنند ولی اومانیسم مذهبی‌ها راه منطقی را پیش‌ می‌گیرند. اومانیست‌های مذهبی لزومن پیرو مطلق و بی‌چون‌و‌چرای مذهب نیستند٬ همانطور که در متن هم آمده بود صرفن تعاریف اولیه اخلاق خود را از دین می‌گیرند و بسته به نزدیک یا دور بودن به اومانیسم فیلتر قوی‌تر یا ضعیف‌تری در پذیرش مستقیم افکار دارند. یا به تعبیر دیگر مذهبی‌ها قدم به قدم راه و روش خود را از دین گرفته و بی‌چون و چرا از آن تبعیت می‌کنند ولی اومانیست‌های مذهبی خمیرمایه رفتار خود را از مذهب گرفته و راه و روش را خود می‌سازند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نسل اولی</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2092</link>
		<dc:creator>نسل اولی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 14:19:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2092</guid>
		<description>پدرام عزیز تشکر از پاسختان. از پاسخ شما آموختم.

ولی دو نکته: پاسخ شما بسیار اسکولاستیک است و همچنین شمولیت کامل ندارد. وقتی از مذهب صحبت می کنیم فقط منظور اسلام و قرآن نیست بلکه همه مذاهب است. مشگل بیشتر می شود وقتی تعاریف پسا مدرنیستی از مذهب را در نظر بگیریم. یعنی مذهب به عنوان همه ایدولوژیهای عصر روشنگری اسلام، مسیحیت، مارکسیزم و... در همین رابطه سکولاریسم پسا مدرن غیر مذهبی نیست بلکه غیر ایدئولوژیک است شاید بشود آنرا پراگماتیسم ناب خواند. از سوی دیگر بخشی از اومانیستها معتقدند که اومانیسم خو یک مذهب است(اعضای سازمان اومانیستهای قرن بیستم - روجوع کنید به ویکپدیا). این اعتقاد با تعاریف پسا مدرن از مذهب همخوانی دارد.

دوست عزیز &quot;دست نویس&quot;. ببخشید از زحمات. قول میدهم این آخری باشد.

خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است کاملن عنصر درونی است و خود بر منطق استوار است (روجوع کنید به ویکپدیا). همچنین این خردگرایی می تواند در مواردی در تناقض با باورگرایی(مذهب - ایدئولوژی) باشد. شما خود از &quot;فیلتر خرد&quot; صحبت کردید. پس به نظر شما در اومانیسم مذهبی آنگاه که خردگرایی در تناقض و یا تقابل با باور گرایی باشد کدامیک اولویت دارد؟ اگر خرد گرایی اولویت دارد آن اومانیسم مذهبی نیست و آنجا که باورگرایی اولویت داشته باشد آن دیگر اومانیسم نیست. 
بحث من این است که گذشته از تعاریف متداول آیا اومانیسم می تواند مذهبی یا ماتریالیستی باشذ؟  یا اومانیسم غیر ایدئولوژیک است و یا به تفسیری دیگر خود یک ایدئولوژی مستقل است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پدرام عزیز تشکر از پاسختان. از پاسخ شما آموختم.</p>
<p>ولی دو نکته: پاسخ شما بسیار اسکولاستیک است و همچنین شمولیت کامل ندارد. وقتی از مذهب صحبت می کنیم فقط منظور اسلام و قرآن نیست بلکه همه مذاهب است. مشگل بیشتر می شود وقتی تعاریف پسا مدرنیستی از مذهب را در نظر بگیریم. یعنی مذهب به عنوان همه ایدولوژیهای عصر روشنگری اسلام، مسیحیت، مارکسیزم و&#8230; در همین رابطه سکولاریسم پسا مدرن غیر مذهبی نیست بلکه غیر ایدئولوژیک است شاید بشود آنرا پراگماتیسم ناب خواند. از سوی دیگر بخشی از اومانیستها معتقدند که اومانیسم خو یک مذهب است(اعضای سازمان اومانیستهای قرن بیستم &#8211; روجوع کنید به ویکپدیا). این اعتقاد با تعاریف پسا مدرن از مذهب همخوانی دارد.</p>
<p>دوست عزیز &#8220;دست نویس&#8221;. ببخشید از زحمات. قول میدهم این آخری باشد.</p>
<p>خردگرایی مدرن که اومانیسم بر آن استوار است کاملن عنصر درونی است و خود بر منطق استوار است (روجوع کنید به ویکپدیا). همچنین این خردگرایی می تواند در مواردی در تناقض با باورگرایی(مذهب &#8211; ایدئولوژی) باشد. شما خود از &#8220;فیلتر خرد&#8221; صحبت کردید. پس به نظر شما در اومانیسم مذهبی آنگاه که خردگرایی در تناقض و یا تقابل با باور گرایی باشد کدامیک اولویت دارد؟ اگر خرد گرایی اولویت دارد آن اومانیسم مذهبی نیست و آنجا که باورگرایی اولویت داشته باشد آن دیگر اومانیسم نیست.<br />
بحث من این است که گذشته از تعاریف متداول آیا اومانیسم می تواند مذهبی یا ماتریالیستی باشذ؟  یا اومانیسم غیر ایدئولوژیک است و یا به تفسیری دیگر خود یک ایدئولوژی مستقل است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دست نوشته</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2090</link>
		<dc:creator>دست نوشته</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 10:08:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2090</guid>
		<description>&lt;strong&gt;پاسخ به سیدمحمد حسنی زاده &lt;/strong&gt; 

سلام دوست عزیز. ظاهرن شما نوشته را به دقت مطالعه نکرده‌اید. اتفاقن هدف اصلی نوشته رفع همین سو تفاهم بود.
هیچ کدا ادعا نشده که در باور اومانیسم خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند! 
همانطور که اشاره شد فقط در باور اومانیسم سکولار چنین باوری درونی معرفی شده و باور اومانیسم دینی این مفاهیم را نشات گرفته از دین می‌داند.
حتی اکثریت باور سکولار هم به دین اعتقادی ندارد ولی به خداوند به عنوان خالق سرشت و طبیعت و ذات پاک اعتقاد دارد. مسئله دین و خدا دو تعریف کاملن جدا هستند.
به هر حال حتی اگر به فرض باور اومانیسم سکولار را بی‌اعتقاد به خدا بدانیم -که اینطور نیست- این فقط یک شاخه اومانیسم است در حالیکه اومانیسم دینی هم دین و هم به خدا معتقد است. 

دلیل اینکه عرض کردم تعاریف دیگر تحریف شده‌است در اینست که در اغلب تعاریف &quot;اومانیست سکولار آتئیست&quot; را به عنوان &quot;اومانیسم&quot; معرفی می‌کنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>پاسخ به سیدمحمد حسنی زاده </strong> </p>
<p>سلام دوست عزیز. ظاهرن شما نوشته را به دقت مطالعه نکرده‌اید. اتفاقن هدف اصلی نوشته رفع همین سو تفاهم بود.<br />
هیچ کدا ادعا نشده که در باور اومانیسم خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند!<br />
همانطور که اشاره شد فقط در باور اومانیسم سکولار چنین باوری درونی معرفی شده و باور اومانیسم دینی این مفاهیم را نشات گرفته از دین می‌داند.<br />
حتی اکثریت باور سکولار هم به دین اعتقادی ندارد ولی به خداوند به عنوان خالق سرشت و طبیعت و ذات پاک اعتقاد دارد. مسئله دین و خدا دو تعریف کاملن جدا هستند.<br />
به هر حال حتی اگر به فرض باور اومانیسم سکولار را بی‌اعتقاد به خدا بدانیم -که اینطور نیست- این فقط یک شاخه اومانیسم است در حالیکه اومانیسم دینی هم دین و هم به خدا معتقد است. </p>
<p>دلیل اینکه عرض کردم تعاریف دیگر تحریف شده‌است در اینست که در اغلب تعاریف &#8220;اومانیست سکولار آتئیست&#8221; را به عنوان &#8220;اومانیسم&#8221; معرفی می‌کنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیدمحمد حسنی زاده</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2089</link>
		<dc:creator>سیدمحمد حسنی زاده</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 09:39:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2089</guid>
		<description>سلام.
بر فرض که تعریف شما در بند اول صحیح باشد، سه عنصری که معرفی کردید، یعنی خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند و هیچ کدام از منبعی والاتر از خود انسان - بر اساس تعریفی که کردید- سرچشمه نمی گیرند. 
وقتی انسان خودش را محور قرار می دهد، اعتقاد به خدا دیگر معنا ندارد و نمی توان گفت اومانیست با خدا هم وجود دارد!

ضمن اینکه نگفته اید چرا تعاریف دیگری غیر از تعریفی که شما ارائه داده اید، تحریف شده هستند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
بر فرض که تعریف شما در بند اول صحیح باشد، سه عنصری که معرفی کردید، یعنی خرد، وجدان و دادگری، عناصری درونی هستند و هیچ کدام از منبعی والاتر از خود انسان &#8211; بر اساس تعریفی که کردید- سرچشمه نمی گیرند.<br />
وقتی انسان خودش را محور قرار می دهد، اعتقاد به خدا دیگر معنا ندارد و نمی توان گفت اومانیست با خدا هم وجود دارد!</p>
<p>ضمن اینکه نگفته اید چرا تعاریف دیگری غیر از تعریفی که شما ارائه داده اید، تحریف شده هستند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دست نوشته</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2088</link>
		<dc:creator>دست نوشته</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 09:37:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2088</guid>
		<description>&lt;strong&gt;پاسخ به نسل اولی&lt;/strong&gt;
بله در تقسیم بندی اومانیسم شاخه‌های مختلفی وجود دارد. مانند اومانیسم سکولار٬ اومانیسم مذهبی٬ اومانیسم سکولار مدرن٬ اومانیسم ماتریالیست. نقطه اشتراک همه شاخه‌های مختلف بر استوار بودن بر سه پایه اصلی &quot;خرد٬ وجدان٬ دادگری&quot;است و البته هر سه تقریبن خروجی‌های مشابه دارند. تفاوت شاخه‌های مختلف در ورودی و خوراک‌های تفاوت این سه پایه است. کامنت بعدی (پدرام) نمونه‌ای از باور اومانیسم مذهبی است.
&lt;a href=&quot;http://www.secularhumanism.org/index.php?section=main&amp;page=what&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;Council for Secular Humanism&lt;/a&gt; تفاوت‌های انسان‌گرایی سکولار و انسان‌گرایی دینی را اینگونه برمی‌شمارد: (&lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1#cite_ref-1&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;ترجمه ویکی‌پدیا&lt;/a&gt;)

    * انسان‌گرایان مذهبی روی مراسم مذهبی تاکید دارند. ولی انسان‌گرایان سکولار اغلب به این طور مراسم علاقه‌مند نیستند.
    * برخی انسان‌گرایان سکولار تجربه‌های عمیقی در زندگی دارند مشابه تجارب دینداران، ولی آنها را مانند دینداران تعبیر نمی‌کنند.
    * برخی از اومانیست‌های بدون دین، ولی مذهبی، از واژه الهی به عنوان یک استعاره بجای خدای سنتی که قبول ندارند، عنوان استفاده می‌کنند. انسان‌گرایان سکولار همهٔ این مسائل را استعاراتی برای حقایقی می‌دانند که ریشه در جهان ماده دارند.
    * برخی انواع انسان‌گرایی، برای نمونه انسان‌گرایی مسیحی شامل باور به خدا هستند که به طور سنتی تعریف شده‌اند. انسان‌گرایان سکولار ایده خدا و فراطبیعی را به خاطر غیرمنطقی بودن رد می‌کنند و باور دارند این مفاهیم برای حل کردن مسائل انسانی سودی ندارند.

به هر حال در تعریف اومانیسم٬ اومانیسم دینی به عنوان یک شاخه جدا تعریف شده‌است.

تفاوت اومانیست مذهبی و فرد فقط مذهبی را می‌توان در انگیزه انجام اعمال و همینطور در نحوه تفکر و باور‌های این دو دیدگاه دانست. فرد فقط مذهبی بسیاری اعمال را به شوق پاداش و یا&lt;a href=&quot;http://dastneveshteh.wordpress.com/2008/12/25/religion-fear/&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt; از ترس عقاب&lt;/a&gt; انجام می‌دهد در حالیکه انگیزه اومانیست مذهبی از انجام اعمال نشات گرفته از دین متفاوت است و این فرد تنها از آموزه‌های دینی بهره می‌گیرد. تفاوت دیگر در چهارچوب اصلی باورهای این‌دوست. افراد فقط مذهبی براحتی دچار خرافه شده و به سادگی آلت دست سواستفاده‌چیان دینی قرار می‌گیرند در حالیکه اومانیست مذهبی‌ها به علت گذارندن ورودی‌ها از فیلترهای &quot;خرد٬ منطق٬ دادگری&quot; از چنین آسیبی مصون هستند.

امیدوارم توضیحات واضح بوده باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>پاسخ به نسل اولی</strong><br />
بله در تقسیم بندی اومانیسم شاخه‌های مختلفی وجود دارد. مانند اومانیسم سکولار٬ اومانیسم مذهبی٬ اومانیسم سکولار مدرن٬ اومانیسم ماتریالیست. نقطه اشتراک همه شاخه‌های مختلف بر استوار بودن بر سه پایه اصلی &#8220;خرد٬ وجدان٬ دادگری&#8221;است و البته هر سه تقریبن خروجی‌های مشابه دارند. تفاوت شاخه‌های مختلف در ورودی و خوراک‌های تفاوت این سه پایه است. کامنت بعدی (پدرام) نمونه‌ای از باور اومانیسم مذهبی است.<br />
<a href="http://www.secularhumanism.org/index.php?section=main&amp;page=what" target="_blank" rel="nofollow">Council for Secular Humanism</a> تفاوت‌های انسان‌گرایی سکولار و انسان‌گرایی دینی را اینگونه برمی‌شمارد: (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1#cite_ref-1" target="_blank" rel="nofollow">ترجمه ویکی‌پدیا</a>)</p>
<p>    * انسان‌گرایان مذهبی روی مراسم مذهبی تاکید دارند. ولی انسان‌گرایان سکولار اغلب به این طور مراسم علاقه‌مند نیستند.<br />
    * برخی انسان‌گرایان سکولار تجربه‌های عمیقی در زندگی دارند مشابه تجارب دینداران، ولی آنها را مانند دینداران تعبیر نمی‌کنند.<br />
    * برخی از اومانیست‌های بدون دین، ولی مذهبی، از واژه الهی به عنوان یک استعاره بجای خدای سنتی که قبول ندارند، عنوان استفاده می‌کنند. انسان‌گرایان سکولار همهٔ این مسائل را استعاراتی برای حقایقی می‌دانند که ریشه در جهان ماده دارند.<br />
    * برخی انواع انسان‌گرایی، برای نمونه انسان‌گرایی مسیحی شامل باور به خدا هستند که به طور سنتی تعریف شده‌اند. انسان‌گرایان سکولار ایده خدا و فراطبیعی را به خاطر غیرمنطقی بودن رد می‌کنند و باور دارند این مفاهیم برای حل کردن مسائل انسانی سودی ندارند.</p>
<p>به هر حال در تعریف اومانیسم٬ اومانیسم دینی به عنوان یک شاخه جدا تعریف شده‌است.</p>
<p>تفاوت اومانیست مذهبی و فرد فقط مذهبی را می‌توان در انگیزه انجام اعمال و همینطور در نحوه تفکر و باور‌های این دو دیدگاه دانست. فرد فقط مذهبی بسیاری اعمال را به شوق پاداش و یا<a href="http://dastneveshteh.wordpress.com/2008/12/25/religion-fear/" target="_blank" rel="nofollow"> از ترس عقاب</a> انجام می‌دهد در حالیکه انگیزه اومانیست مذهبی از انجام اعمال نشات گرفته از دین متفاوت است و این فرد تنها از آموزه‌های دینی بهره می‌گیرد. تفاوت دیگر در چهارچوب اصلی باورهای این‌دوست. افراد فقط مذهبی براحتی دچار خرافه شده و به سادگی آلت دست سواستفاده‌چیان دینی قرار می‌گیرند در حالیکه اومانیست مذهبی‌ها به علت گذارندن ورودی‌ها از فیلترهای &#8220;خرد٬ منطق٬ دادگری&#8221; از چنین آسیبی مصون هستند.</p>
<p>امیدوارم توضیحات واضح بوده باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2087</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 07:41:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2087</guid>
		<description>یکی از مهمترین نکات چالش بر انگیز و جدال انگیز در عرصه جامعه و سیاست مسئله حق و تکلیف بوده. تا پیش از این روند قدرت و بالطبع ثروت در جوامع به نحوی بوده که طبقه اقلیت حاکم با استفاده از قدرت و ثروت جامعه را تحت کنترل و استثمار خود میگرفتند و برای کامل کردن قدرت و تحکیم حاکمیت خود از مذهب به عنوان کاهش دهنده مشکلات اکثریت توده تحت حکومت استفاده میکرده اند. مذهب مسکن و مخدری قوی بود که نیازهای توده ملت را در حداقل نگه میداشت. مذهب چه چیز واقعی به ملت میداد؟ هیچ تنها دنیایی ذهنی و امید محور با تعدادی دستورات تکلیف مدارانه که جلوی رشد خواستها و ابراز آنها را از توده ها میگرفته است. از این رو با رشد فکر و بینش انسانها که مدیون سه پیامبر بزرگ بشریت یعنی مارکس نیچه و فروید بود اینبار نوبت توده ها بود که از حکومت تکلیف بخواهند و لذا مذهب که تا پیش از این همیشه همراه و همراز حاکمیت بود موقعیتش به خطر افتاد همانقدر که در عرصه سیاست دیکتاتوری شکست خورده و مفتضح شده در عرصه جامعه هم مذهب دربدر و متواری می شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از مهمترین نکات چالش بر انگیز و جدال انگیز در عرصه جامعه و سیاست مسئله حق و تکلیف بوده. تا پیش از این روند قدرت و بالطبع ثروت در جوامع به نحوی بوده که طبقه اقلیت حاکم با استفاده از قدرت و ثروت جامعه را تحت کنترل و استثمار خود میگرفتند و برای کامل کردن قدرت و تحکیم حاکمیت خود از مذهب به عنوان کاهش دهنده مشکلات اکثریت توده تحت حکومت استفاده میکرده اند. مذهب مسکن و مخدری قوی بود که نیازهای توده ملت را در حداقل نگه میداشت. مذهب چه چیز واقعی به ملت میداد؟ هیچ تنها دنیایی ذهنی و امید محور با تعدادی دستورات تکلیف مدارانه که جلوی رشد خواستها و ابراز آنها را از توده ها میگرفته است. از این رو با رشد فکر و بینش انسانها که مدیون سه پیامبر بزرگ بشریت یعنی مارکس نیچه و فروید بود اینبار نوبت توده ها بود که از حکومت تکلیف بخواهند و لذا مذهب که تا پیش از این همیشه همراه و همراز حاکمیت بود موقعیتش به خطر افتاد همانقدر که در عرصه سیاست دیکتاتوری شکست خورده و مفتضح شده در عرصه جامعه هم مذهب دربدر و متواری می شود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پدرام Pedram</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2086</link>
		<dc:creator>پدرام Pedram</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 04:41:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2086</guid>
		<description>بله. اصلا همونطور که نوشتید سه پایه اومانیسم همان سه پایه فطری هستند که خدا به عنوان ودیعه در اختیار ما قرار داده. یکی وجدان که خدا در قرآن بدان قسم خورده، دوم عقل که حجت نهان انسانهاست (که حجت آشکارش پیامبرانند) و قانون گری که همه ادیان معتقد به رعایت عرف ها و قوانین بر حسب زمان جامعه ها (در حدی که به دین ضربه نزند) هستند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله. اصلا همونطور که نوشتید سه پایه اومانیسم همان سه پایه فطری هستند که خدا به عنوان ودیعه در اختیار ما قرار داده. یکی وجدان که خدا در قرآن بدان قسم خورده، دوم عقل که حجت نهان انسانهاست (که حجت آشکارش پیامبرانند) و قانون گری که همه ادیان معتقد به رعایت عرف ها و قوانین بر حسب زمان جامعه ها (در حدی که به دین ضربه نزند) هستند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نسل اولی</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2085</link>
		<dc:creator>نسل اولی</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 01:41:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2085</guid>
		<description>تشکر از پاسخ و زحمتتان. یک نکته دیگر:

آیا اومانیسم مذهبی معنی دارد؟ اگر فردی فرایض دینی خود را به جا می آورد و این فرایض اومانیستی است (اگر مطلق گرایانه بیندیشیم) آیا آن فرد اومانیست مذهبی است یا فقط مذهبی است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تشکر از پاسخ و زحمتتان. یک نکته دیگر:</p>
<p>آیا اومانیسم مذهبی معنی دارد؟ اگر فردی فرایض دینی خود را به جا می آورد و این فرایض اومانیستی است (اگر مطلق گرایانه بیندیشیم) آیا آن فرد اومانیست مذهبی است یا فقط مذهبی است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محشن</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2083</link>
		<dc:creator>محشن</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 20:32:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2083</guid>
		<description>جالب بود تشکر میکنم
من تا قبل از خوندن این پست اشتباه فکر میکردم
و چه جالب بعضی از آقایون بالا که گه گاهی از این واژه ی اومانیسم استفاده های زیادی میبرن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود تشکر میکنم<br />
من تا قبل از خوندن این پست اشتباه فکر میکردم<br />
و چه جالب بعضی از آقایون بالا که گه گاهی از این واژه ی اومانیسم استفاده های زیادی میبرن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دست نوشته</title>
		<link>http://dastneveshteh.wordpress.com/2009/10/17/humanism/#comment-2082</link>
		<dc:creator>دست نوشته</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 20:31:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://dastneveshteh.wordpress.com/?p=1745#comment-2082</guid>
		<description>&lt;strong&gt;پاسخ به کامران&lt;/strong&gt;
ممنون از توضیحاتتون. منظور نوشته از اومانیسم سکولار نیز رفتار &lt;strong&gt;اجتماعی&lt;/strong&gt; نشات گرفته از فطرت انسانی و بدون دخالت دین و باورهای مذهبی بود و بحثی از رفتارهای زندگی فردی به میان نیامده بود. 
به هر حال تکمیلیه شما احتمال سو برداشت در زمینه -مطرح نشده- زندگی فردی را نیز مرتفع ساخت. 
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>پاسخ به کامران</strong><br />
ممنون از توضیحاتتون. منظور نوشته از اومانیسم سکولار نیز رفتار <strong>اجتماعی</strong> نشات گرفته از فطرت انسانی و بدون دخالت دین و باورهای مذهبی بود و بحثی از رفتارهای زندگی فردی به میان نیامده بود.<br />
به هر حال تکمیلیه شما احتمال سو برداشت در زمینه -مطرح نشده- زندگی فردی را نیز مرتفع ساخت.<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
