دستپخت
مه 15, 2010 at 7:05 ب.ظ. 20 دیدگاه
شما به مهمانی شام یکی از دوستان یا اقوامتان که زیاد هم با هم صمیمی نیستید و از دوستان یا اقوام کمیدورتر و به اصطلاح با رودربایستیتان هستند، دعوت شدهاید. صاحبخانه زحمت زیادی برای تدارک شام دیده ولی غذا اصلن مطابق میل شما نیست و شما به هیچ وجه طعم غذا را نمیپسندید. صاحبخانه، بعد از صرف غذا در مورد طعم غذا از شما سوال میکند «خوب. غذا چهطور بود؟». چه پاسخی میدهید؟
لطفن تو کامنتها پاسختون به سوال بالا در موقعیت شرحداده شده رو بنویسید.
از نظرها میخوام ایده بگیرم برای پست بعدی که احتمالن خواهم نوشت.
ورودی دستهبندی شده در: جامعهنوشته, رواننوشته. برچسبها: مصلحت, تعارف, دروغ, رضایت.
20 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید




1.
بدنویس | مه 15, 2010 در 7:41 ب.ظ.
رفتیم مهمونی دیگه!
نمیشه که تعریف نکرد، دروغی هم که شده، تعریف میکنم!!
2.
كمي با تو | مه 15, 2010 در 7:57 ب.ظ.
«عالي بود، خيلي ممنون. واقعا خوشمزه بود، خيلي چسبيد»
من كه هميشه از غذا تعريف ميكنم. چه مهماني باشه چه خانه، چه رستوران چه غذاي شركت. فقط تنها جايي كه غر ميزدم غذاخوري دانشگاه بود.
به نظرم درست نيست به تهيه كننده غذا (پزنده يا خرنده D:) بگيم كه غذاش مطابق ميل نبوده. اين يكي از بدترين حسهاي ممكنه كه براي كسي ممكنه پيش بياد. براي خودم اگر پيش بياد (حتي اگر غذا رو از بيرون گرفته باشم) و با وجود اينكه خودم ميدونم خوب نيست باز حس ميكنم اي كاش زمين دهن باز كنه و بيفتم طبقه پايين بعد از اونجا فرار كنم برم بيرون.
3.
خـــآتون خـــآموش | مه 15, 2010 در 8:49 ب.ظ.
تشکر میکنم و میگم خوب بود.. اما میگم که مثلا من فلان طعم رو دوست ندارم …یا از فلان مواد خوشم نمیاد..
4.
yekgram | مه 15, 2010 در 9:20 ب.ظ.
از اونجایی که هممون تعارف داریم و توی رودربایستی گیر میکنیم، طبیعتا میگیم خوشمزس.
ایرانی هستیم دیگه.
5.
panthea | مه 15, 2010 در 10:09 ب.ظ.
موافقت خودم رو با کامنت بالا اعلام می کنم …
باید پذیرفت «ابرانی هستیم دیگه!»
Bon Apetit!!!!
6.
الهام - روح پرتابل | مه 15, 2010 در 10:25 ب.ظ.
منم همینی که «یک گرم» گفته
7.
رومین | مه 15, 2010 در 10:57 ب.ظ.
من که می گم خیلی ممنون تشکر اما خوب زائقه ی من اینطوری نیست و نمی تونم نظری بدهم و بعد هم مثلا از سلیقه و چیدمان میز طرف تعریف می کنم
8.
نقطه | مه 16, 2010 در 12:25 ق.ظ.
اول ميبينم غذا چيه؟
اگه بادمجون بود ( منظور غذايي كه دوست ندارم) ميگم من قبلش كه بيام اينجا يه چيزي خوردم گشنه نيستم و اينكه بادمجون بهم نميسازه
حالا غذا هم اگه يه چيزي بوددد كه من دوست دارم و بد بود ميگم هيچي غذاي مامان خود آم نميشه و تاييد صاحبخونه رو هم ميگيرم!
9.
فریق تاجگردون | مه 16, 2010 در 1:56 ق.ظ.
مسلماً کسی پیدا نمی شه که بخواد به خاطر اینکه از طعم غذا خوشش نیومده، یک رابطه رو به تیرگی بکشونه. چون طعم غذا برای یک خانم خونه دار حکم ناموس برای مردها رو داره(نیمه شوخی)
فکر نکنم کسی جرات کنه نظر واقعیش رو بگه. کسی که اینقد کم رو یا تعارفی بوده که یک غذای بدمزه رو بخوره، مطمئناً بعداً هم از غذا تعریف می کنه.
در هر صورت دروغ مصلحت آمیز خیلی بهتره
10.
صندوقك | مه 16, 2010 در 9:53 ق.ظ.
صد در صد تعريف مي كنم چاره اي نيست!
11.
کوچ نورد | مه 16, 2010 در 2:27 ب.ظ.
وای. ممنون خیلی زحمت کشیده بودید. لازم به این همه تدارکات نبود… یه چیزی دور هم می خوردیم…
(همه این حرفا برای جلو گیری از گفتن اصل مطلب!)
12.
شادی | مه 16, 2010 در 3:16 ب.ظ.
سعی میکنم یه جوری بپیچونم جواب ندم.اگه خیلی گیر داد میگم ممنون.
فک نکنم بگم خوشمزه بود.ممنون رو حتمی میگم.
13.
پرستو | مه 16, 2010 در 3:22 ب.ظ.
خوب بود ، مرسی .
آخه مثلن من بگم بد بود ، بعد بیاییم خونه ، پوست ِ من کندس !
البته بگذریم اَ اینکه کلن اَ این رو ها ندارم ! بدمزه ترین غذا رو هم که بخورم ، بازم تو رو در بایستی میگم » مرسی ! خوب بود ! «
14.
Bitars | مه 17, 2010 در 9:43 ق.ظ.
والا سوال سختی نمودی پسر !!
حالا ما که اصولا همه چیو می خوریم اما اگه از چیزی خوشمون نیاد به زبون بی زبونی در دفعات بعدی به طرف حالی می کنیم اما فی المجلس تشکر و سپاسگذاری از جهت زحمتی که کشیدن رو بجا میاریم. چون هرچی که باشه طرف به شوقی و حدتی و همتی غذا رو پخته دیگه !
15.
مهدی | مه 17, 2010 در 10:08 ق.ظ.
با این نظر که ما ایرانی ها اهل تعارف هستیم موافقم ولی آداب معاشرت میگه که باید تعریف و تشکر کرد و اگر احتمال می دید که در آینده ممکنه دوباره دعوت بشید باید در جا و مکانی غیر از آن مهمانی به طرف بفهمانید که زیاد از آن غذا خوششتان نمی آید
16.
آرون | مه 20, 2010 در 12:16 ب.ظ.
من تشكر مي كنم…همين و ديگر هيچ.
17.
شبنم | مه 20, 2010 در 11:51 ب.ظ.
وقتی خوردی نمیتونی بگی بد بود چون خودت زیر سوال میری که اگه خوب نبود چه طور خوردی.اگه بگی به اجبار خوردم پس به همون دلیل مجبوری تمجید کنی.
امیدوارم منظورم و رسونده باشم.
18.
امین | ژوئیه 5, 2010 در 7:36 ق.ظ.
لازم نیس دروغ بگی
میتونی بگی هرکس غذا رو به یه سبک میپزه دیگه
یا چیزای انحرافی دیگه!
19.
naatoor | اوت 25, 2010 در 11:56 ب.ظ.
من از سایت زیبا شما لذت بردم ، لطفا شما هم به من سر بزنین . ممنون
20.
ن.شقایق | فوریه 17, 2011 در 5:31 ب.ظ.
حق
درود بر شما
خیلی خیلی من فعالیت میکنیها اخوی!
یادم نیست که قبلا هم برای این مورد مزاحم شده بودم یا نه، پس بیمقدمه میروم سر اصل مطلب:
غرض از مزاحمت، درخواست کمک است. ابتدا باید بخواهم سری به سایت مؤسسه پژوهشی سیمرغ حکمت بزنید و با مطالعه بخشهای مختلف آن، با داروی کاملا ایرانی، طبیعی و بدون عارضه ضد سرطان حصا-آ آشنا شوید که البته خواص و آثار درمانی جالب توجه دیگر هم دارد.
http://www.persian-medicine.com
خواهش دوم هم به گمانم تا به حال مشخص شده است: قرار دادن پیوند متنی سایت با عباراتی چون «مؤسسه سیمرغ حکمت»، «داروی ضدسرطان حصا-آ» یا «مؤسسه سیمرغ حکمت: داروی ضدسرطان حصا-آ» در وبلاگ خوبتان. تا بدینوسیله بتوانیم اعتبار سایت را در موتورهای جستجو بالا ببریم و به بهترین شکل ممکن این داروی ایرانی را به جهانیان معرفی کنیم و برای دانش ایرانی و دانشمند ایرانی افتخار دیگری کسب کنیم.
لطفا پس از مطالعه و تأمل، در صورت تمایل به انجام این کار خداپسندانه و مردمخواهانه موضوع را به بنده کمترین هم خبر بدهید.
سپاس فراوان
دکتر ناصر رضاییپور
راستی این دیدگاه را هم پس از خواندن حذف کن لطفا.