دروغهای رضایتآور
مه 17, 2010 at 8:17 ب.ظ. 23 دیدگاه
با همان مثال ساده دستپخت شروع کنیم. اینکه شما در جواب سوال صاحبخانه با لبخندی رضایت خود از طعم غذایی که هیچ علاقهای به طعمش نداشتهاید ابراز میکنید خود یک دروغ است. حال با هم نام و لفافه و توجیهی چون تعارف، ادب و هرچیز دیگر که زیبایش کنیم هسته انکارناپذیر دروغ است.
ولی قبل از اینکه احساسات پاکمان غلیان کند و تفکر سنتی «واای دروغ بد است» جارجار کند اجازه بدهید کمی بیشتر فکر کنیم.اینکه از دستپخت صاحبخانه اعلام رضایت کنیم زیباتر است یا صادق باشیم و اعلام نارضایتی از طعم غذا را به گوش صاحبخانه بکوبیم؟ این مساله طفره رفتن و سفسطه و لفافهبازی و اینها (که اکثر دوستان در نظرها آورده بودند) را هم کنار بگذاریم. بحث روی مغز کلام است. اصلا فرض کنیم که جواب بله، خیر است.
«آیا غذا خوشمزه بود؟ بله… خیر»
گزینه «بله» دروغ است*، ولی رضایت همه را در پی دارد. هم صاحبخانه راضی و خوشحال خواهد شد و هم به طبع آن خود فرد احساس رضایت خواهد کرد.
گزینه «خیر» راست است، ولی هم موجب ناراحتی و تکدر خاطر صاحبخانه و هم خود فرد خواهد شد.
حال از این راست چه خیری نصیب چهکسی شده؟ دروغ بد نیست*. بیایید کمی اندیشههای کلیشهای و شعارهای صدبار جویده شده را کنار بگذاریم و چند دقیقه فکر کنیم. دروغهای رضایتبخش خوبند. البته به شرطی که برملا نشوند که اگر برملا شد ضررش بیشتر از نفعش خواهد بود.
*پ.ن. 1: نگارش این پست و نظرات خوب دوستان عزیز به خصوص نظر جالب «کمی با تو» باعث شد بحث خوبی باز شود. با تشکر از این دوست عزیز و با توجه به تعریفی که ایشان از دروغ و جملات بدون شاخص داشتند جملات بالا را کمی خطخطی میکنم. در بالا هم منظور از دروغ همین بیان غیرواقعهای بدون خطکش بود که بدون تمیز با بحث دروغ کمی در هم آمیخته شده بود. حال شاید بتوان با تمیز تعاریف و درنظر گرفتن امکان ارزشسنجی مسائل تعریف دروغ را کمی واضحتر بیان کرد.
پ.ن. 2: در مورد این شاخص و معیار هم تعریف مشخصی مصداق ندارد. یعنی از آنجا که خود این معیارها هم نسبی هستند و نقطه مطلقی برای مبدشان وجود ندارد شاید خود اینها هم در حالت شناور تعریف شوند. به این شکل شاید بتوان گفت هیچ دروغی (و در نقطه مقابل هیچ واقعیتی) وجود ندارد. البته شاید بتوان با نگاهی «ماکرو»تر و با کمی اغماض به نتیجه کلی رسید ولی به عقیده من در نگاه میکرو با توجه به شناوری معیارها، همه دروغها نوعی گزاره با معیار نسبی متغیرند و نتیجتا دروغ تعبیر نمیشوند.
پ.ن. 3: Apcalypse هم نظر جالبی در تعریف دروغهایی در اختیار باطل و غیر آن و عدم اطلاق خیر و شر داشتند که خوندنش خالی از لطف نیست.
ورودی دستهبندی شده در: رواننوشته. برچسبها: مصلحت, دروغ, رضایت.
23 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید




1.
صمد | مه 17, 2010 در 8:58 ب.ظ.
اگرچه با مورد مطرح شده موافق نیستم اما از لینکتان ممنونم. پرداختن به چنین بحثهایی باعث روشن شدن برخی موارد میشود.
در جواب این که آیا خوراک خوشمزه بود یا نه باید با دانایی به یک جواب بلی یا خیر اشاره نکرد. در بین خوراکها آنی را که دوست داشتید و به مذاق شما بهتر آمد را انتخاب کنید و بگویید که من آن را پسندیدم. اگر هم راه گریز دیگری نبود میتوانید بگویید من همیشه دستپخت … (میزبان) را دوست دارم. یا هر چیز دیگری که خوشنودی شما را از بودن در جمع بیان کند اما گفتن یک حقیقت ناخوشایند را ملزم نمیگردد.
بگذارید منظورم را کمی توضیح دهم. در مورد مثال شما، اگر بخواهیم کمی سفسطه به خرج دهیم
در موارد دیگر هم در زندگی ادب و اخلاق حکم میکند که دروغ نگوییم اما راست فتهانگیز هم نگوییم. (لااقل من اینگونه هستم) تا باعث ناخشنودی نگردیم.
2.
دست نوشته | مه 17, 2010 در 9:13 ب.ظ.
پاسخ به صمد
اینگونه پاسخها همانند جوابهای ا.ن. نوعی طفره رفتن و بازی با کلمات است.
همانطور که متن هم آوردم
اصلا فرض کنیم که جواب بله، خیر است. “آیا غذا خوشمزه بود؟ بله… خیر”
شما کدام را انتخاب میکنید؟
3.
صمد | مه 17, 2010 در 9:29 ب.ظ.
مثل این که شما هم کمی مغلطه بلدید! تشبیه کردن نظر طرف مقابل به نظرات یک آدم مطرود و پلید باعث پبروزی در کلام میشود!! (و صد البته که من به دل نمیگیرم)
اما جواب شما: دنیا هیچ گاه سیاه یا سفید مطلق نیست. چرا باید جواب یک سوال را با بلی یا خیر داد؟ چه چیز این دنیا مطلق است که پاسخ ما باشد؟
4.
صمد | مه 17, 2010 در 9:36 ب.ظ.
جمله:
…نصیب چهکسی شده؟ دروغ بد نیست. اتفاقا گاهی نه تنها خوب که لازم است. بیایید کمی اندیشههای کلیشهای و شعارهای…
در انتها و در واقع نتیجهگیری کلام شما مرا ناراحت میکند. من فکر میکنم دروغ بد است. حتی اگر برملا نشود. دروغ در ذات بد است. دروغ حتی اگر برملا نشود در سینه و نهاد گوینده باقی میماند، گوینده برای برملا نشدن دروغ اولی، دومی را خواهد گفت و پس از آن سومی برای پنهان کردن دومی. در این شرایط تمام آن چه که باقی میماند دروغ است.
سنگ بنایی که بر پایه ناراستی باشد پایدار نخواند ماند.
5.
صمد | مه 17, 2010 در 9:50 ب.ظ.
در نهایت نظر شما را به داستانی از مولانا در مورد لقمان جلب میکنم:
هر طعامی کآوریدندی به وی کس سوی لقمان فرستادی ز پی
تا که لقمان دست سوی آن برد قاصداً تا خواجه پسخوردهش خورد
سور او خوردی و شور انگیختی هر طعامی کو نخوردی ریختی
خربزه آورده بودند ارمغان گفت رو فرزند لقمان را بخوان
چون برید و داد او را یک برین همچو شکر خوردش و چون انگبین
از خوشی که خورد داد او را دوم تا رسید آن کرج ها تا هفدهم
ماند کرجی گفت این را من خورم تا چه شیرین خربزهست این بنگرم
او چنین خوش میخورد کز ذوق او طبعها شد مشتهی و لقمهجو
چون بخورد از تلخیش آتش فروخت هم زبان کرد آبله هم حلق سوخت
ساعتی بیخود شد از تلخی آن بعد از آن گفتش که ای جان و جهان
نوش چون کردی تو چندین زهر را ؟ لطف چون انگاشتی این قهر را؟
این چه صبرست این صبوری ازچه روست؟ یا مگر پیش تو این جانت عدوست؟
چون نیاوردی به حیلت حجتی که مرا عذریست بس کن ساعتی؟
گفت من از دست نعمتبخش تو خوردهام چندان که از شرمم دوتو
شرمم آمد که یکی تلخ از کفت من ننوشم ای تو صاحبمعرفت
چون همه اجزام از انعام تو رستهاند و غرق دانه و دام تو
گر ز یک تلخی کنم فریاد و داد خاک صد ره بر سر اجزام باد
لذت دست شکربخشت بداشت اندرین بطیخ تلخی کی گذاشت؟
از محبت تلخها شیرین شود از محبت مسها زرین شود
از محبت دردها صافی شود از محبت دردها شافی شود
از محبت مرده زنده میکنند از محبت شاه بنده میکنند
6.
دست نوشته | مه 17, 2010 در 9:57 ب.ظ.
پاسخ به صمد
نه دوست عزیز. قصد جسارت نبود. من معذرت میخواهم فقط منظور روشن کردن نوع پاسخ بود.
اما جواب: بنده هم با شما کاملن موافقم که دنیا سیاه یا سفید مطلق نیست و هیچ چیز دنیا مطلق نیست.
اما بنده به عنوان میزبان یک سوال از شما پرسیدهام و در جواب تنها یک کلام از شما میخواهم. این در تضاد با باور به عدم مطلق بودن دنیا نیست. تنها یک سوال با پاسخی مشخص است. “آیا غذا خوشمزه بود؟ بله… خیر”
اگر جواب شما هنوز هم همان پاسخهای بالاست که دیگر بحثمان تمام است.
7.
كمي با تو | مه 17, 2010 در 10:09 ب.ظ.
خب من خيلي قبول ندارم كه اين چيزها “دروغ” باشد. مثل اينكه شما شعر يك شاعري رو زمزمه كنيد كه كسي رو دوست داره، بعد بگيد دروغ گفتم چون من فلاني رو دوست ندارم.
دروغ بيان معكوس واقعيته، حتي نه كتمان آن. يعني شما اگر همه واقعيت رو نگيد باز دروغ نگفتهايد.
اين مثال هم همين مشكل رو داره، اظهار نظر شخصي درباره غذا يك واقعيت نيست، چون معياري براي تشخيص صحتش وجود نداره، و از اون مهمتر واقعيتي دربارهاش وجود نداره، بلكه كاملا درونيه و چيزي اتفاق نميافته.
ببينيد، مثلا اگر بپرسيد هوا سرده و حتي اگر زير صفر هم باشه، شما ميتونيد بگيد نه، چون معياري براي سرما نگذاشتهايم. اگر بپرسيد تو اين هوا آب يخ ميزنه؟ اينجا واقعيتي قابل سنجش وجود داره و اشتباه گفتن دروغ به حساب ميآد.
اگر صاحبخونه بپرسه غذا ترش بود، ميتونيد بگيد “ترش بود اما خوشمزه بود” يا “ترش بود و بدمزه بود”. قسمت دوم قابل اثبات نيست، پس هر جملهاي ميتونه باشه.
يك خط نازك بين دروغ و جملههاي غيرقابل اثبات هست، و هر چقدر هم معيارهاي اخلاق زياد شوند، باز چنين جملههايي وجود خواهند داشت.
اين بحث من رو به ياد برهان گودل در رياضي انداخت، هر چند دقيقا به هم مربوط نيستند، اما شباهت زيادي دارند. اگر كسي شبيه برهان گودل رو در منطق خونده باشه، كاملتر ميتونه حرفهاي من رو رد يا تاييد كند.
در ضمن با «دروغهای رضایتبخش خوبند. البته به شرطی که برملا نشوند که اگر برملا شد ضررش بیشتر از نفعش خواهد بود.» صددرصد مخالفم. «دروغ» خوب و بد نداره. همه دروغها بدند و اگر بر ملا شوند خيري نخواهند داشت. چيزهايي ميتوانند دروغ يا راست باشند كه ارزش آنها قابل سنجش باشه.
ببينيد، در همين مثال، شما اگر بگوييد خوب بوده و هر بار هم كه خانه آنها ميرويد بگوييد خوب بوده، تا وقتي اين جمله را ميگوييد معياري براي سنجش جمله شما نيست، پس دروغ نميگيد. اگر روزي خلافش رو بگوييد، اونوقت معيار سنجش رو خودتون ايجاد ميكنيد و برملا شدن رو امكانپذير ميكنيد. يا اگر درباره غذاي مشابه بگوييد بد بوده، باز معيارش رو ايجاد ميكنيد.
اين موضوع خيلي نازك و حساسه.
اينطوري بگم كه براي جملههايي كه معيارهاي ثابت و شناخته شده وجود داره، هر جملهاي رو ميتوان به سرعت راست و دروغ بودنش رو تشخيص داد. اما براي جملههايي كه معيار وجود نداره، تا معيار نساختهايم راست و دروغ بودن معنا پيدا نميكنه. اصطلاحا «بدون ارزش» هستند، نه صفر نه يك. اگر معيارش رو بسازيد اونوقت صفر و يك هم معلوم ميشه.
اگر شما از بادمجون بدتون بياد و از يك غذاي بادمجوني تعريف كنيد معلومه دروغ ميگيد، اما اگر از بادمجون بدتون نياد و از غذا تعريف كنيد جمله شما «بدون ارزش»ه، نه اينكه بيارزش باشهها، از لحاظ اعتبار منطقي ميگم.
جملههاي زيادي اينجورياند، (ربطي به موضوع بحث شما نداره، اما بد نيست مطرح شه): «خدا خواسته». اين جمله هم بدون ارزشه، چون معياري براي سنجشش وجود نداره. اگر دو نفر تو آب بيفتند، يك زنده بمونه يكي غرق شه، هر دو رو ميتونيم با گفتن اينكه «خدا خواسته بود» توجيه كنيم، ولي اين جملههاي ارزش علمي و اعتباري ندارند.
در نتيجه: «غذا خوشمزه بود» جمله بدون ارزشيه تا وقتيكه خودتون معيارش رو نسازيد. پس منطق فطري آدمها در همه جاي دنيا به طور طبيعي ميل داره مردم جملهاي بگويند كه دستكم خوشايند باشه.
شما حتي اگر بگيد «بد بود» باز هم بدون ارزشه و قابل اثبات نيست تا معيارش ساخته شه.
8.
صمد | مه 17, 2010 در 10:13 ب.ظ.
اگر شما به عنوان میزبان با این اصرار بر «بله… خیر» سوالی را بپرسید من قطعاً به شما جواب خواهم داد و حقیقت را خواهم گفت. حتی اگر تلخ باشد و حتی اگر به بهای کدورت اوضاع تمام شود. به شما در پاسخ خواهم گفت که اصلاٌ از خوراک مورد نظر خوشم نیامد.
اما دروغ نخواهم گفت. حتی اگر اصرار شما بر گرفتن جواب مثبت یا منفی به بهای ازبین رفتن دوستیمان تمام شود. البته در نهایت باز هم فکر میکنم در این شرایط پاسخ راست به نفع هر دوی ما خواهد بود چون که من دیگر به مهمانیهایی که خوراک آن باب طبعم نیست دعوت نخواهم شد و شما هم کسانی را میهمان میکنید که مطابق نظر شما سخن میگویند.
درست که نگاه کنیم این پاسخ راست هر دو ما را عاقبت به خیر کرده است…
از ببادل نظر با شما خرسند شدم.
9.
دست نوشته | مه 17, 2010 در 10:31 ب.ظ.
پاسخ به صمد
پس شما دعوت نشدن به مهمانیهایی که خوراکشان باب میلتان نیست را به آزردن دل دوستتان که با ذوق فراوان برایتان غذا تهیه کرده و به ختم رابطهتان ترجیح میدید؟
ولی من ترجیح میدم، دروغ بگم و دل دوستم رو نرنجونم (حتی با دروغ گفتن) و حتی باز هم طعم غذای دوستنداشتیش رو بچشم.
10.
خـــآتون خـــآموش | مه 17, 2010 در 10:17 ب.ظ.
ترجیح میدم آدمها را خوشحال کنم تا در نظرشان تبدیل به آدم منفوری بشوم…اون هم بر سر مسائل به این کوچکی و بی اهمیتی..البته اگر موقعیت فرق کند مطمئنا ترجیح هم فرق خواهد کرد…هیچ چیز مطلق نیست..
11.
صمد | مه 17, 2010 در 10:45 ب.ظ.
میزبانی که اصرار بر گرفتن پاسخ «بله… خیر» دارد، به خانهاش نخواهم رفت.
شما نوشته اول من را بخوانید که چگونه بدون دروغ گفتن سعی در دادن پاسخی داشتم که به میزبان برنخورد. شمای میزبان (با عرض پوزش) کمی در گرفتن جواب مثبت و منفی یکدندگی کردید تا از من دروغ بیرون بکشید. من هم به شما دروغ نگفتم. دیگر مرا به مهمانیهایتان دعوت نمیکنید؟ از این بابت خوشحالم، چون دوستی با میزبانی که میخواهد میهمانانش باب میل او سخن بگویند و رفتار کنن و برای خوش آمدنش دروغ بگویند، افتخار بزرگی نیست…
12.
Apcalypse | مه 20, 2010 در 9:43 ب.ظ.
دورغ تا وقتی که در اختیار باطل قرار نگیره مفهوم بدی نیست. همچنین خوبی و بدی هم مطلق نیست. شرایط مشخص می کنه که چی خوبه چی بد. در این وضعیت دروغ، خیر و راست، شر تلقی میشه به نظرم. از طرفی دروغ مهم ترین عنصر زبان انسانه. کلی از زیبایی های ادبیات به دروغه. وقتی حافظ می گه: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند! داره دروغ می گه. غیر از اینه؟
پس دروغ تا وقتی در اختیار باطل قرار نگیره مفهوم بدی که نیست هیچ، می تونه بسیار زیبا هم باشه. نمونه ای هم که شما ذکر کردید دروغیه که در اختیار باطل نیست، پس اشکالی نداره – از نظر من البته!
13.
Mehdi-Y | مه 22, 2010 در 11:31 ب.ظ.
Dude!! The english part is all blocked up
14.
Mehdi | مه 22, 2010 در 11:34 ب.ظ.
And also about the post,,,,,,,,,,,,,,,,, Lie is a lie created by liers who have been lied to……That’s my thing
15.
سیاه نویس | مه 23, 2010 در 8:12 ب.ظ.
بسیار خواندنی بود
16.
ماهان | ژوئن 13, 2010 در 12:45 ق.ظ.
ممنون ازت برای کمکی که به من کردی و توضیحی که دادی در وبلاگم .
لطف کردی
17.
خــآتون خــآموش | ژوئن 21, 2010 در 11:00 ب.ظ.
چرا پس گودر میگه شما آپ کردید اما این همون پست قبلیه ؟؟؟!!!
دوباره حذف شده ؟؟
18.
دونفر | ژوئن 26, 2010 در 9:45 ب.ظ.
فک کن مثلا غذا رو خوردی بدش طرف بگه «آیا غذا خوشمزه بود؟» تو بگی «خیر» خوب اونم یدونه میذاره زیر گوشت که با برف سال دیگه بیای پایین، پس دروغ هیشه م بد نیست. JK البته (;
19.
سوما | ژوئیه 4, 2010 در 8:22 ب.ظ.
:/
20.
سوما | ژوئیه 4, 2010 در 8:24 ب.ظ.
منکه معمولن راستشو میگم!
21.
naatoor | اوت 25, 2010 در 9:05 ب.ظ.
سلام . بالگت خیلی خوبه.ماشااا.. حرفه ای هستی . می شه به منم سر بزنید
22. دروغهای رضایتآور | زرین کفش | نوامبر 25, 2010 در 6:39 ب.ظ.
[...] ۱: نگارش این پست و نظرات خوب دوستان عزیز به خصوص نظر جالب “کمی با تو” باعث شد بحث خوبی باز شود. با تشکر از این [...]
23.
سروش | فوریه 22, 2011 در 4:42 ق.ظ.
وقتی طرف داره میپرسه غذا خوب بود؟ ما با یه سوال منطقی مواجه نیستیم و میزبان هم دقیقا به دنبال گرفتن یک جواب حقیقی نیست و از پرسیدن سوال دنبال این نیست که بدونه واقعا غذاش خوب بوده یا نه. به عنوان یه رسم و عادت میپرسه و جوابی هم که میشنوه در همون حده و عملا دروغ هم به حساب نمیاد