نوشتههای دستهبندی شده در ‘بازینوشته’
توئیت از آخرت
سومای عزیز دعوتمون کرد به یک بازی وبلاگی با عنوان » توییت از آخرت». (ذلیل مرده بعد از یه عمر دعوتمون کرده بازی٬ اونم باید نقش میت بازی کنیم.) عرض بر حضورتون که ماجرا از این قراره که زبونش لال٬ زبونش لال مثلن ما افتادیم و ریق رحمت رو سر کشیدیم و میت شدیم و از اونجایی که تنها چیزی که تاحالا تحت هیچ شرایطی ازمون جدا نشده همین پیپیسی عزیزمون بوده و به قول دوستان دیگه عضوی از بدن شریفمون شده ٬ به خاطر همین بازماندگان تصمیم گرفتن با پیپیسیمون چالمون کنن که خدایی نکرده یه وقت ناقص از دنیا نریم. غافل از اینکه این وسیله گرام نه تنها عضوی از جسممون٬ که عضوی از روحمون هم شده و روح پیپیسی هم همراه با روحمون بلند شده و رفته اون دنیا و اونجا هم اینترنت مفت٬ این روح ما هم بیجنبه٬ فرت و فرت توتیت میکنه.
بچگی و کارتونای قشنگ قشنگ
از طریق قانقاریای عزیز دعوت شدیم به یک –جنگولک- بازی وبلاگی دیگه با عنوان کارتون های دوران کودکی من! لبیک می گوییم و به قول شاعر تکبیر زن ، لبیک گو ، می نشینیم به رهوار. قبل از شروع عرض کنم که ظاهرن قانقاریای عزیز از سن وسال بنده بی خبرن که بنده رو دعوت به بازی کارتون های دوران کودکی فرمودن ، که بنده هنوز هم کودکم و کارتون می بینم .
نهایتن هم کارتون های دوران کودکی ما مربوط به بیست ، بیست و اندی سال پیشه و سن ما به «کوئیک د را مک گرا» و «تاپ کت» و «تنسی تاکسیدو» نمی رسه . – راستی چرا اسم همه کارتون های قدیمی ، خارجیه ؟ -
اما تا اونجایی که سن ما قد میده … عرض کنم که ما بچه دوران ای کیو سان و هاچ زنبور عسل و گوریل انگوری و هایدی و … کلن این نسلیم.
محل وبگردی من
سلام
دوستان چند روزی هست که سروش یک بازی جالبی رو شروع کرده به این صورت که هرکس باید از محیط وبگردی خودش عکسی تهیه کنه و در وبلاگش قرار بده! به نظرم ایده جالبی اومد . فکر می کنم این بازی باعث بشه بلاگ نویسا یه جورایی با هم احساس صمیمیت بیشتری پیدا کنن




دیدگاههای تازه