نوشتههای دستهبندی شده در ‘دلنوشته’
عجب بالا و پایین داره دنیا
هفته پیش٬ این موقع …
کی فکرش رو میکرد که فردا قراره چه اتفاقی بیافته
چهقدر همه چیز غیر قابل پیش بینیه …
بچگی و کارتونای قشنگ قشنگ
از طریق قانقاریای عزیز دعوت شدیم به یک –جنگولک- بازی وبلاگی دیگه با عنوان کارتون های دوران کودکی من! لبیک می گوییم و به قول شاعر تکبیر زن ، لبیک گو ، می نشینیم به رهوار. قبل از شروع عرض کنم که ظاهرن قانقاریای عزیز از سن وسال بنده بی خبرن که بنده رو دعوت به بازی کارتون های دوران کودکی فرمودن ، که بنده هنوز هم کودکم و کارتون می بینم .
نهایتن هم کارتون های دوران کودکی ما مربوط به بیست ، بیست و اندی سال پیشه و سن ما به «کوئیک د را مک گرا» و «تاپ کت» و «تنسی تاکسیدو» نمی رسه . – راستی چرا اسم همه کارتون های قدیمی ، خارجیه ؟ -
اما تا اونجایی که سن ما قد میده … عرض کنم که ما بچه دوران ای کیو سان و هاچ زنبور عسل و گوریل انگوری و هایدی و … کلن این نسلیم.
علی کوچیکه ، علی بونه گیر
» به علی مادرش گفت یه روزی … » شعر زیبای فروغ فرخ زاد با صدای دلنشین خسرو شکیبایی .نمیدونم ، یه حس عجیب . ترکیبی از نوستالژی های کودکانه و تفکرات فیلسوفانه . پارادوکس یک ساده پیچیده . یک رها شدن ، یک دل بستن . یک شعر چند لایه ، چند بعدی . لحظه تولد یا لحظه مرگ . یک خواب کودکانه ، یک دلبستگی بزرگ ، یک رها شدن بزرگ




دیدگاههای تازه