نوشتههای دستهبندی شده در ‘مننوشته’
آخرین
هر شروعی را پایانیست و هر درودی را بدرود
و اینجا همان محتوم بر اختیار این خانه
بهانههایی هم دارم که شاید در توجیه به کارم بیایند
اول همان دردانه همیشگی «مجال» . همان گمشده عزیز روزمرگیان که صبح تا شب دنبالش میگردیم و آخر نمییابیم و باز هم تمام میشود. همان که این روزها معلوم نیست او با ما قهر کرده یا ما با او و یا هر دو هستیم و اصلا همدیگر را نمیشناسیم. همان خود که صرفش میکنیم که بیابیمش. همان کیمیا که تا چندی دیگر شاید در قصهها بیاید که وقتی بود وقتی نبود. که الحق خوب «بهانه»ایست.
دوم تغییر، که از آن اجتنابی نیست. روزگاری فضای نت همین بلاگی بود و مسنجری و شبنشینیهایمان اینها بود. همین بود که انقدر عزیز دردانه شده بود. ولی سوت قطار تند تند میزند. روی برنامه گذاشته که هر روز به وقت گرینویچ که شروع میشود، سبک زندگی به روز شود. درجا بزند تمام است. یک روز بماند از قافله مانده. این هیاهوکده هم که هر روز یک رنگ و لعاب دارد. الحق هم که فریبا یند.
زیاده حرفی نیست. این خانه راهم هرازچند گاهی میآیم، سر میزنم، خاکی میگیرم، گرد که میگیرم قاب عکس روی میز را برمیدارمش، لبخندی میزنم شاید تلخ، چرخی میزنم و میروم.
یاسر کمالینژاد
بهار 90
* دسته بندی نوشتههای قبل:
من نوشته جامعه نوشته رواننوشته سیاستنوشته فرهنگنوشته دیننوشته دلنوشته آموزش نوشته بالانوشته بازینوشته دیالوگنوشته سرگیجهنوشته طنز نوشته عکسنوشته پرانوشته
اطلاعیه رانندگی
در راستای تعدد دفعات مورد عنایت قرار گرفتن اتوموبیل محترم به انواع و انحا گوناگون در حالت پارک و مواجهه با جای خیس و عدم حضور بچه، احتراما به استحضار رانندگان محترم میرساند:
دزد
گوشیم رو دزد زد.
حوصله ندارم بگم کجا و چهجوری، فقط همینقدر بگم که پول صد جلسه حنجره پاره کردنم تو کلاس رو یه جا دزدید.
این همه جون بکن و صبح تا شب سرپا واستا و حنجره پاره کن… آخرشم اینجوری
قبل از اینکه آرزو کنم دزدش پیدا بشه، آرزو میکنم خبر مرگ عزیزاشو از همین گوشی بشنوه.
پ.ن: یعنی ثانیه شماری میکنم، جواب ردگیری بیاد و گوشی دست خود حرومزادش باشه. ایییی براش دارمممم!
پاسداری شده: یلدایی دیگر٬ تولدی دیگر
دسامبر 21, 2009 at 11:34 ب.ظ. برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
مینی
خیلی وقت است ننوشتهام، فکرمیکنم دو سه هفته ای شده باشد. نه اینکه موضوع برای نوشتن نباشد، که هست و اتفاقن خیلی زیاد هم هست ولی چیزی که نیست همان دردانه گم شده همیشگی «زمان» است.
(ادامه…)
سالگشت
خاطرات٬ برخی روزهای تقویم را نحس میکنند. پارسال همین موقع بود. نیمه شعبان …
تاخیر
سلام با تاخیر زیاد خدمت دوستان عزیز.
دو هفته ای بود که آپ نکرده بودم که تقریبن بیشترین تاخیر در نوشتن هایم بود. از همه دوستایی که در این مدت در کامنتها٬ ایمیل یا از طریق مسنجر جویای احوالم بودند٬ ممنونم٬ و از داشتن دوستان خوبی چون شما بسیار خوشحال.
سال نو مبارک
و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی، بته های گل را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهی خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند.
ذهنتان زیبا٬ دلتان خوش٬ لبتان خندان
نوروز مبارک
87، سال اتفاق
چه سال پر اتفاقی بود، هشتاد و هفت. پر از اتفاقات شیرین و تلخ. پر حادثه ترین سال زندگی ام تا کنون و شاید حتی در آینده. از فارغ التحصیلی ام در مقطع کارشناسی و قبولی ام در کارشناسی ارشد گرفته تا تولد دو خواهرزاده گلم (آرش و آرشیدا) و بسیاری اتفاقات شیرین دیگر. و یکی، دو اتفاق بد که حلاوت و شیرینی همه اتفاقات شیرینم را تلخ کرد.
خوبیش اینست که همه این اتفاقات خوب برایم مانده است و تلخی ها دارند فراموش میشوند… عجب سال پر حادثه ای بود، چه سال پرتجربهای بود، چهقدر چیز یاد گرفتم.
بچگی و کارتونای قشنگ قشنگ
از طریق قانقاریای عزیز دعوت شدیم به یک –جنگولک- بازی وبلاگی دیگه با عنوان کارتون های دوران کودکی من! لبیک می گوییم و به قول شاعر تکبیر زن ، لبیک گو ، می نشینیم به رهوار. قبل از شروع عرض کنم که ظاهرن قانقاریای عزیز از سن وسال بنده بی خبرن که بنده رو دعوت به بازی کارتون های دوران کودکی فرمودن ، که بنده هنوز هم کودکم و کارتون می بینم .
نهایتن هم کارتون های دوران کودکی ما مربوط به بیست ، بیست و اندی سال پیشه و سن ما به «کوئیک د را مک گرا» و «تاپ کت» و «تنسی تاکسیدو» نمی رسه . – راستی چرا اسم همه کارتون های قدیمی ، خارجیه ؟ -
اما تا اونجایی که سن ما قد میده … عرض کنم که ما بچه دوران ای کیو سان و هاچ زنبور عسل و گوریل انگوری و هایدی و … کلن این نسلیم.
محل وبگردی من
سلام
دوستان چند روزی هست که سروش یک بازی جالبی رو شروع کرده به این صورت که هرکس باید از محیط وبگردی خودش عکسی تهیه کنه و در وبلاگش قرار بده! به نظرم ایده جالبی اومد . فکر می کنم این بازی باعث بشه بلاگ نویسا یه جورایی با هم احساس صمیمیت بیشتری پیدا کنن
بلاگ اسکای
برای بلاگ اسکای ، دوست پنج ساله ام

نوشته ای نه از نوع نوشته های وبلاگ نویسان مهاجری که با دیدن دوستی جدید دوست قبلی خود را فراموش کرده و شروع به انتقاد از او می کنند . برخلاف دیگرانی که بعد از مهاجرت شروع به تاختن به سرویس های خود میکنند ، از پرشین بلاگ و بلاگ اسکای گرفته تا بلاگفا و میهن بلاگ و … . من میخواهم از تو تشکر کنم ، از تو که 5 سال مهمانت بودم . از تو ، دوستی که به من فرصت دادی تا یاد بگیرم خوب فکر کنم ، یاد بگیرم خوب ارتباط برقرار کنم ، یاد بگیرم نظرات مخالفانم را تحمل کنم ، یاد بگیرم نقد شوم ، یاد بگیرم بنویسم .
تو همیشه در آسمان بودی ، در طول این پنج سال حتی یکبار هم به مشکلی برنخوردم . یاد ندارم که سوالی از تو پرسیده باشم و تو پاسخی نداده باشی . درخواستی کرده باشم و اجابت نکرده باشی و همین آخرها … که خودت زحمت کشیدی و مشکلی که برایم پیش آمده بود را رفع کردی .
با تمام خوبی هایت اما … باید با تو خداحافظی کنم . دوست ندارم راجع به دلایلش حرفی بزنم که دلیلش را دیگر این روزها همه می دانند.
با تو خداحافظی می کنم ولی هیچ وقت فراموشت نخواهم کرد ، هیچ وقت آن لطفهایت را از خاطر نخواهم برد ، فراموش نمی کنم که این تو بودی که مرا شکوفا کردی ، این تو بودی که با همان صفحه ساده اما دوست داشتنیت به من فرصت دادی خودم را بیان کنم ، فراموش نمی کنم همه لطفهایت را.
همیشه در آسمان باشی
پاسداری شده: تنها ترین یلدای تولد
دسامبر 20, 2008 at 10:32 ب.ظ. برای نمایش دیدگاهها گذرواژه را وارد کنید.
یلدا !
همزاد خورشید ، مهر ، میترای شکست ناپذیر و عیسی مسیح
دست نوشته یک ساله شد
تولد یک سالگی دست نوشته
یلدا !
همزاد خورشید ، مهر ، میترای شکست ناپذیر و عیسی مسیح
یلدا ، شب تولد خورشید ، شب تولد میترای شکست ناپذیر ، شب تولد الهه مهر ، شب تولد عیسی مسیح مبارک .
بسیار خوشحالم که همزاد با چهار الهه نور و مهر و گرمی و پاکی ام . تولدی مقارن با تولد مظاهر زیبایی ، موهبت و لطفی دیگرست از منشا الطاف بر این بنده حقیر .
«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست»
واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید ( مهر، میترا ) و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد ( مهر ) شکست ناپذیر نامند.
یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.
زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهر پرستان بود.
در قرن چهارم میلادی بر اثر اشتباهی که در محاسبهً کبیسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جای روز 21 دسامبر) روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند. بنا بر این نویل اروپایی (سالروز تولد مسیح) همان شب یلدا است، و نویل واقعی، یعنی انقلاب شتوی در سی آذر برابر با بیست و یکم دسامبر است.
سنایی شاعر قرن شش نیز در یکی از ابیات خود به صراحت بر این مطلب تاکید دارد که :
به صاحب دولتی پیوند، اگر نامی همی جویی که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا
همچنین یلدا، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نیاکان ما، در 7000 سال پیش، به گاهشماری خورشیدی دست پیدا کردند و با تفکر و تامل دریافتند که اولین شب زمستان بلندترین شب سال است .
یلدا به عنوان نمادی از پایان تاریکی و آغاز روشنی ، بسیار در اشعار و ابیات و ادبیات ایران و سایر کشورهای دنیا یاد شده است . چنانکه شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند.
همهً شب های غم آبستن روز طرب است یوسف روز ز چاه شب یلدا آید
خدای من گرمایی از خورشید ، مهری از میترا و پاکی و صداقتی از مسیح به من عطا کن تا بتوانم ذره ای ،
لطف بیکرانت را سپاس گویم
<!– ادامه مطلب …–>
مرامنامه دستنوشته
1- مطالب منتشر شده در این وبلاگ نقطه نظرات و دیدگاههای نویسنده در مورد مسائل مختلف بوده و نویسنده خود را مبری از نواقص نمی داند. نویسنده هیچ گاه ادعای کامل بودن در هیچ زمینه ای را نداشته و ادعایی در مورد قطعیت نظریات خود ندارد. نگارنده صرفن دیدگاه خود در مورد موارد مختلف را نگاشته و آنها را در معرض انتقاد کاربران قرار خواهد داد .




دیدگاههای تازه